تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
ضرورة ان المصدر ليست مادة لسائر المشتقات بل هو صيغة مثلها كيف و قد عرفت فى باب المشتق مباينة المصدر و سائر المشتقات بحسب المعنى و كيف بمعناه يكون مادة لها فعليه يمكن دعوى اعتبار المرة او التكرار فى مادتها كما لا يخفى ان قلت فما معنى ما اشتهر من كون المصدر اصلا فى الكلام .
شرح
در هيئت امر باشد همان‌طور كه در فصول گفته چونكه اين غفلت و فراموشى است از اينكه مصدر كه دال بر ماهيت باشد موجب نمىشود كه اتفاق داشته باشيم بر اينكه ماده صيغه امر دال بر ماهيت است يعنى مصدر كه دال بر ايجاد ماهيت است موجب نمىشود كه بگوئيم اتفاق داريم بر اينكه ماده امر دال بر مرة و تكرار نيست بلكه دال بر ماهيت است .

[ مصدر اصل در مشتقات نيست بلكه آن صيغهء مثل آنها است ]

قوله : ضرورة ان المصدر الخ ضرورى است كه مصدر ماده براى ديگر مشتقات نيست بلكه مصدر هم مثل صيغ ديگر يك صيغه است مثل آنها مثل الضرب يك ماده‌اى دارد و يك هيئتى كما آنكه ضرب هم يك ماده‌اى دارد و يك هيئتى و همچنين باقى افعال هركدام صيغه‌اى برأسه مىباشند دليل بر اينكه كدام مقدم و مؤخر هستند نداريم در وضع درحالىكه در باب مشتق گفتيم كه مصدر و ساير مشتقات بحسن معنى مباين و ضد هستند يعنى مصدر را ممكن نيست حمل بر ساير مشتقات . مثلا ممكن نيست حمل كنيم مصدر را بر ضارب و بگوئيم الضارب ضرب و بالعكس كما آنكه گذشت پس چطور مىشود كه مصدر ماده براى ساير مشتقات باشد پس بنابراين شما كه گفتيد ما اتفاق داريم بر اينكه مصدر دال بر ماهيت است محل نزاع ما را تغيير نمىدهد بلكه نزاع در هيئت و در ماده است كه آيا دال بر مره هستند يا تكرار يا ماهيت . قوله : ان قلت فما معنى ما اشتهر الخ گفتيم كه مصدر اصل براى مشتقات ديگر نيست اشكال شده پس اينكه مشهور