تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
ثم لا يذهب عليك ان الاتفاق على ان المصدر المجرد عن اللام و التنوين لا يدل الاعلى الماهية على ما حكاه السكاكى لا يوجب كون النزاع هاهنا فى الهيئة كما فى الفصول فانه غفلة و ذهول عن ان كون المصدر كذلك لا يوجب الاتفاق على ان مادة الصيغة لا تدل الاعلى الماهية .
شرح
قضاياى حقيقت است برگشت قضيه حقيقت به اين است كه هركجا موضوع خمر پيدا شد و وجود خارجى پيدا كرد حرمت هم بر او ثابت مىشود چه افراد موضوع او عرضى باشد و چه طولى عرضى مثل افرادى كه فعلا موجود است در عرض هم است و افراد طوليه آن افرادى است كه آينده پيدا مىشود الى يوم القيامه و در اين موارد اشكالى نيست كه تكرار در او هست و بعدد موضوعات حكم هم متعدد مىشود كما آنكه مثل صلاة يوميّه و صوم اين‌ها هم تكرار مىشود در محل خودش و قرينه خارجيه دلالت بر آنها مىكند مثل حج كه باز قرينه دلالت بر مرة مىكند اين موارد محل نزاع ما نيست و فقط محل نزاع آنجا است كه قرينه بر مرة و تكرار نباشد آن هم گذشت كه صيغه نه دلالت بر مرة دارد و نه بر تكرار نه به ماده آن و نه به هيئت آن . قوله : ثم لا يذهب عليك ان الاتفاق الخ مصنف مىفرمايد كه اما بعد در فصول نقل قول نمود از سكاكى كه سكاكى گفته ما اتفاق داريم بر اينكه مصدر كه مجرد از الف و لام و تنوين باشد دلالت ندارد الا بر ماهيت مأمور به و هيچ دال بر مرة و تكرار نيست . و مخفى نماند كه اگر مصدر الف و لام داشته باشد دال بر جمع است و تنوين هم دال بر افراد اوست . و حاصل سكاكى گفته بعد از آنكه ما اتفاق داريم بر اينكه مصدر دال بر مرة و تكرار نيست بلكه دال بر ايجاد ماهيت مأمور به است ديگر دعواى در بابت مصدر نداريم و فقط نزاع ما در هيئة امر است چون گفتيم امر نه دال بر مرة است نه بر تكرار نه به هيئت او و نه به ماده او . مصنف مىفرمايد اين حرفى كه سكاكى زده موجب نمىشود كه نزاع ما فقط
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 47 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى