تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
ثم المراد بالمرة و التكرار هل هو الدفعة و الدفعات او الفرد و الافراد و التحقيق ان يقعا بكلا المعنيين محل النزاع و ان كان لفظهما ظاهرا فى المعنى الاول .
شرح
نموديم آن را مصدر مىگويند بعضى ، و بعضى ديگر مىگويند فعل است و كلام در اينست كه اين سه جهت در وضع شخصى در مصدر ملاحظه شده اولا يا در فعل پس بنابراين بيانى كه نموديم مصدر اصل كلام نشد چون مصدر با ماده و هيئت و معنى اين سه جهت در تمام افعال بايد باشد تا آنكه مصدر اصل افعال باشد و اين معنى بالضرورة مباينت دارد با افعال چون معناى مصدر اصل حدث است و معناى فعل كيفيت حدث است بفاعل چه صدورى و چه وقوعى و غير اين‌ها . بله ممكن است بگوئيم مراد از اصل يعنى ماده ضرب كه ضاد و راء و باء باشد در تمام صيغه‌هاى فعل اين ماده مىباشد مثل ضرب و يضرب و ضارب و غيره ولى اين سه حرف مصدر نيستند بلكه حروفى مىباشند كه با هيئت معنى دارند و بدون هيئت بدون معنى مىباشند قول مصنف كه فرمود وضع اولى وضع شخصى است البته اشكالى در فرق بين وضع شخصى و نوعى در باب وضع گذشت كه آن را اعاده نمىنمائيم رجوع شود بباب وضع .

[ مراد بمره و تكرار دفعه و دفعات است يا فرد و افراد ]

قوله : ثم المراد بالمرة و التكرار الخ . گفتيم كه اختلاف است در اينكه امر دال بر مره است يا تكرار يا طبيعت مأمور به ، حال ببينيم مراد از مرة و تكرار چيست مصنف مىفرمايد مراد از مرة و تكرار آيا دفعه و دفعات است يعنى يك دفعه كه بجا آوريم آيا زمانهاى بعد هم بايد بجا بياوريم يا نه و يا اينكه مراد از مرة و تكرار فرد يا افراد است يعنى يك فرد از مأمور به مراد است يا افرادى و فرق بين اين دو قول در امتثال معلوم مىشود . مثلا اگر در آن واحد گفت اعتقت رقابى و ده نفر از عبيد را آزاد نمود در اين مورد دفعه صدق مىكند و همچنين افراد هم صدق مىكند و اگر يك فرد از عبيد را آزاد