المبحث السابع انه اختلف القائلون بظهور صيغة الامر فى الوجوب
شرح
اين مختصر معنى وجوب غيرى است و اما معناى وجوب تخييرى آنست كه بعضى قائلند بر اينكه مثل عتق و روزه گرفتن شصت روز و اطعام فقراء همچنين اين هر سه واجب هستند بوجوب تعيينى ولى وجوب آنها مشروط است كه هركدام را آوردى باقى ديگر ساقط مىشود وجوب آنها به اين معنى كه اگر عتق رقبه را بجا آوردى وجوب اطعام و صيام ساقط مىشود و بالعكس اگر يكى ديگر از اينها را آوردى باقى ديگر ساقط مىشود .
و اين معنى را براى واجب تخييرى نمودهاند بعضيها و اين صحيح نيست براى آنكه اگر هر سه را ترك كرد لازمه آن آنست كه سه عقاب داشته باشد چون هركدام واجب تعيينى بودهاند علاوه بر اينها كه غرض از اين سه چيز يك غرض است و كشف مىشود از اين جهت كه واجب هم يكى از اين سه چيز است .
وجه دوم براى معناى وجوب تخييرى آنست كه يكى از اين افراد مأمور به است و مفهوم احد كه گرفته شده است از اين افراد آن متعلق امر است و لو آن مفهوم جامع انتزاعى است و حقيقى نيست ولى چون متعلق آنكه از افراد خارجيه است مقدور مكلف است مانعى ندارد موضوع تكليف واقع بشود .
و اما معناى وجوب كفائى اين معنى هم همان معناى وجوب تخييرى است يعنى يكى از مكلفين است مثلا دفن ميت واجب است مشروط به اينكه كسان ديگر انجام ندهند يا جامع مكلفين مكلف هستند نه خصوص باشد و طبيعت مكلفين مأمور مىباشد ولى بقاء وجوب آنها مشروط به آنست كه شخص ديگرى اين دفن ميت را عمل نكنند و فرق بين وجوب تخييرى و وجوب كفائى آنست كه وجوب تخييرى متعلق مأمور به چند چيز است مثل عتق رقبه يا اطعام و واجب كفائى متعلق آن مكلفين مىباشند كه يكى از آنها اگر انجام وظيفه نمود از باقى ساقط است .