تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
ثم إنّه لا دلالة للامر بالموقت بوجه على الامر به فى خارج الوقت بعد فوته فى الوقت لو لم نقل بدلالته على عدم الامر به
شرح
واجب بايد در آن زمان اداء بشود و بعضى موارد اين زمان دخيل در واجب نيست نظير نمازهاى قضاء يوميّه بنا بر اينكه موقت نباشند و آنجاهائىكه زمان قيد واجب است بعضى موارد و واجب به قدر همديگرند نظير روزه ماه مبارك كه در تمام اين ماه بايد اداء بشود و يا آنكه زمان موسع و بيشتر از آن واجب است نظير نمازهاى يوميّه و در اين موارد مامور به آن كلى است كه افراد آن عرضيه دفعيه دارد نظير آنكه نماز ظهر را در خانه يا مسجد يا در حمام بجا بياورد و همچنين افراد طوليه تدريجيه دارد نظير همان نماز از اول ظهر تا مغرب پس در اين موارد تكليف از اول ظهر است تا مغرب و تخيير بين افراد عرضيه و طوليه عقلى است كه هركدام از اين افراد را امتثال كرد مأمور به ساقط شده است و وجهى ندارد كه بگوئيم كه تخيير بين اين افراد شرعى است به جهت آنكه ضرورى است نسبت اين افراد عرضيه و طوليه بواجب نظير افراد طبايع است به افراد طبيعت و بعد از آنى كه امر متعلق به طبيعت شد آن طبيعتى كه بين حدين مامور به است افراد آن طبيعت تخيير بين آنها عقلى است و وقوع موسع در عرفيات و در شرعيات و در بين عقلا فضلا از ممكن بودن او شكى در او نسبت چون ادل دليل وقوع آن است و شبهه‌اى در آن نيست و اعتنا ببعض تسويلات و شبهات درست نيست كما اينكه ظاهر مىشود از بعض مطولات كه نسبت داده‌اند به بعض از قدماء . قوله ثم إنّه لا دلالة الخ بعد از آنى كه واجب موسع و مضيق را بيان نموديم مصنف مىفرمايد امر بموقت دلالت ندارد كه اگر اين موقت فوت شد و امتثال نشد بعد از وقت بايد بياورى نظير نمازهاى يوميّه و اين بحث همان بحث معروف است كه آيا قضا تابع