تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
نعم لو كان الغرض مترتبا على الاقل من دون دخل للزائد لما كان الاكثر مثل الاقل و عدلا له بل كان فيه اجتماع الواجب و غيره مستحبا كان او غيره حسب اختلاف الموارد فتدبر جيدا

[ تخيير بين اقل و اكثر استقلالى ممكن نيست ]

شرح
قوله نعم لو كان الغرض الخ بله اگر غرض مترتب شود بر اقل و لو در ضمن اكثر باشد و زايد بر اقل دخيل در غرض نباشد در اين مورد اجتماع واجب است و غير واجب كه مستحب باشد يا غير مستحب بحسب اختلاف موارد پس در اين موارد واجب اقل است و تخيير بين اقل و اكثر ممكن نيست فتدبر جيدا مثل شش تكبير يا تكبيرة الاحرام در نمازهاى پنجگانه كه يكى واجب و باقى مستحب است و اذكار ركوع و سجود و تسبيحات اربعه در ركعت سوم و چهارم يكى آنها واجب و باقى مستحب است و مثل قرآن بين دو سوره يعنى دو سوره در يك ركعت آوردن يكى واجب و ديگرى حرام است على قول و مكروه است على المشهور و يا كشيدن پنجاه يا چهل دلو آب از چاه آب كه ده‌تاى آن مباح مىباشد كه زيادى واجب يا مستحب و يا مكروه و يا حرام و يا مباح مىباشد مثل مثالهاى قبل كما لا يخفى مخفى نماند در مواردى كه اقل وجود مستقلى داشته باشد و منحاز باشد وجود آن از اكثر مثل تسبيحه و خطى كه بيان كرديم كه جدا مىشود از اكثر در اين موارد ممكن نيست تخيير بين اقل و اكثر چون فرض آنست كه به مجرد وجود اقل غرض حاصل مىشود و با اين حال چه معنى دارد كه به تنهائى غرض حاصل بشود و با انضمام اكثر حاصل نشود و ايضا بنا بر قول مصنف وجود اقل متحصل غرض مولى مىباشد در وقتىكه به تنهائى باشد بدون اكثر و با وجود اكثر محصل غرض نيست پس معلوم مىشود وجود اكثر مانع غرض اقل است به تنهائى و شىء كه مانع از غرض است چگونه محصل غرض است در اكثر