تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
نعم اذا كان الامر فى مقام بصدد بيان تمام ما له دخل فى حصول غرضه و ان لم يكن له دخل فى متعلق امره و معه سكت فى المقام و لم ينصب دلالة على دخل قصد الامتثال فى حصوله كان هذا قرينة على عدم دخله فى غرضه و الا لكان سكوته نقضا له و خلاف الحكمة فلا بد عند الشك و عدم احراز هذا المقام من الرجوع الى ما يقتضيه الاصل و يستقل به العقل .
شرح
خدا آن عمل براى خداست و فوائد آن از همه بالاتر است و اگر جهاد كند براى طلب مال و دنيا همان‌كه نيت كرده است به او مىرسد و نمىرساند كه تمام اعمال بايد براى خدا باشد از اينجا است كه مىفرمايد قوله تعالى« مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها »علاوه بر اينكه اگر اين اخبار را حمل بر تعبديت كنيم تخصيص اكثر لازم مىآيد و آن قبيح است چون اكثر اوامر ما توصلى است و تعبدى نيست و آنها خيلى كم است و همچنين در آيه شريفه تخصيص اكثر لازم مىآيد علاوه بر اينكه آيه ما قبل آن دلالت مىكند كه كفار و مشركين اين‌ها عبادت غير خدا را مىنمودند خداى تعالى مىفرمايد بايد عبادت شما براى خدا باشد نه براى غير خدا و نمىرساند كه تمام اوامر شما عبادى باشد كما لا يخفى . قوله : نعم اذا كان الامر فى مقام الخ گفتيم در جائى كه در مقام ثبوت ممكن نشد گرفتن قصد امتثال در مأمور به در مقام اثبات نمىتوانيم دليل بياوريم بر اطلاق او در اينجا مصنف مىفرمايد بله زمانى كه مولا در صدد بيان كردن آنچه كه دخيل در غرض اوست باشد و بخواهد تمام آنچه را كه مراد اوست بيان كند ولى ساكت باشد در اين مقام و نصب نكند دليلى بر اينكه قصد امتثال دخيل در غرض اوست اين سكوت مولا دليل است بر ما كه قصد امتثال دخيل در غرض مولا نيست و الا اگر دخيل باشد در غرض مولا قصد امتثال ولى سكوت كند نقض بر موضوع خودش