. . . . . . . . . .
شرح
واقعا غسل را نياورد روزه آن باطل است بنابراين دو امر فعلى جمع نشدهاند و معناى شرط متاخر كه امور اعتباريه است مثل احكام شرعيه شرائط آنها تقدم و تأخر آنها مانعى ندارد بلكه در وقت امتثال يك امر بيشتر ندارد يا امر اهم يا امر مهم كه با فرض فعلى بودن امر مهم بايد فرض كنيم كه امر به أهم عصيان شده و لو آينده باشد .
جواب دوم از مصنف آنكه تدافعى بين دو تا خطابين كه يكى از آنها مطلق است ديگرى مقيد است اصلا نيست چون خطاب اهم اقتضا ندارد و دلالت ندارد مگر بر وجود اهم يعنى خطاب مثل ازل النجاسة نفى شىء ديگرى نمىكنند و نه اثبات شىء ديگرى و بلكه دلالت دارد كه بايد ازالهء نجاست بشود از مسجد و بس و همچنين خطاب اهم كه خطاب صل باشد اقتضا نمىكند شىء را چه نفيا و چه اثباتا بلكه دلالت دلالت بر موضوع خودش دارد پس اين دو خطاب هيچكدام نفى ديگرى نمىكنند و نه اثبات ديگرى چون گذشت كه امر به شىء نهى از ضد و بلكه اثبات شىء ديگرى نمىكند پس تنافى بين فعليت آنها اصلا نيست كما لا يخفى
جواب سوم از مصنف آنكه طلب امر مهم كه صلاة باشد مشروط است بعصيان طلب اهم يعنى وقتى ازاله را عمل نمىكنيد ايجاد صلاة كن و درحالىكه طلب مهم مشروط است به ترك اهم در اين حال اگر طلب هر دو فعلى باشد لازم مىآيد اجتماع نقيضين يا خلف و هر دو محال است به جهت آنكه طلب مهم در وقتى فعليت پيدا مىكند كه موضوع آن و شرط آن تحقق پيدا كند و شرط آنكه ترك اهم است اگر محقق بشود لازمهاش آنست كه اجتماع نقيضين بشود چون ترك اهم كه شرط امر بمهم است در اين حال اگر امر به أهم فعلى باشد لازمه آن وجود اهم و عدم آن است و اگر فرض كنيم كه طلب مهم فعليت دارد بدون شرط اين هم خلف است كما لا يخفى .
چهارم از جوابهائى كه بمصنف داده شده است آنست كه اين اشكالى كه مصنف نموده كه اجتماع طلب ضدين لازم مىآيد نقضا و حلا جواب مىدهيم .