تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
قلت ما هو ملاك استحالة طلب الضدين فى عرض واحد آت فى طلبهما كذلك فانه و ان لم يكن فى مرتبة طلب الاهم اجتماع طلبهما الا انه كان فى مرتبة الامر بغيره اجتماعهما بداهة فعلية الامر بالاهم فى هذه المرتبة و عدم سقوطه بعد به مجرد المعصية فيما بعد ما لم يعص او العزم عليها مع فعلية الامر بغيره ايضا لتحقق ما هو شرط فعليته فرضا

[ جواب رد مصنف از ترتب به چهار دليل نقضا و حلا ]

شرح
قوله : قلت ما هو ملاك الخ مصنف جواب از امر ترتبى مىدهد و مىفرمايد آنچه كه ملاك استحاله طلب ضدين هست در عرض واحد آن مطلب در اينجا مىآيد يعنى مسلم مولا در آن واحد صحيح نيست بگويد ازل النجاسة و صل چون قبلا گذشت كه جمع بين ضدين در آن واحد ممكن نيست و اين مطلب در امر ترتبى مىآيد به جهت آنكه در مرتبه طلب اهم كه ازاله باشد اگرچه جمع بين دوتا امرين نشده است الا آنكه در وقتى كه امر به مهم كه صل باشد با وجود شرط آنكه معصيت باشد يا ارادهء معصيت اين دو تا امر در عرض واحد باهم جمع شده‌اند به جهت آنكه بديهى است كه امر به اهم در مرتبهء امر به مهم مىباشد و ساقط نشده امر به اهم به مجرد اينكه بعدا معصيت مىكند يا ارادهء معصيت دارد مادامىكه معصيت خارجى واقع نشده باشد و حاصل آنكه در وقتى كه شرط كه صلاة باشد و شرط آنكه معصيت يا اراده معصيت باشد در اين حال امر به مهم منجز است و چون شرطش حاصل شده است در اين حال سؤال مىكنيم آيا امر باهم كه ازل النجاسة باشد آيا ساقط شده در اين حال يا نه بلا اشكال امر به اهم ساقط نشده است پس هر دوتا امر در عرض واحد در آن واحد مىباشند و اين ممكن نيست كما آنكه گذشت جواب از مصنف آنكه بنا بر صحت شرط متاخر كه معناى آن آنست كه بايد فرض كنيم كه شرط محقق است و وجود دارد خارجا الآن و الا شرط متاخر نيست نظير غسل مستحاضه در شب براى صحت روزه آن روز كه گذشته كه اگر
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 313 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى