و لو كان لم يكن بمهم هاهنا
مدفوع بانه و ان كان غير مجعول بالذات لا بالجعل البسيط الذى هو مفاد كان التامة و لا بالجعل التأليفى الذى هو مفاد كان الناقصة الا انه مجعول بالعرض و يتبع جعل وجوب ذى المقدمة و هو كاف فى جريان الاصل
شرح
قوله : و لو كان لم يكن الخ يعنى بعد از آنكه مستصحب ما جعل به آن تعلق نمىگيرد نه جعل بسيط و نه جعل تأليفى و اثرى هم ندارد مگر مثل نذر و غيره كه گفتيم آن هم ثمره بحث نمىشود
قوله : مدفوع الخ جواب اشكال آنكه قسم سوم جعل داريم كه آن جعل تبعى مىباشد نظير زوجيت براى اربعه كه به تبع وجود اربعه زوجيت هم جعل مىشود و همين اندازه براى استصحاب عدم وجوب مقدمه كافى است .
مخفى نماند بر آنكه وجود مقدمه با وجود ذى المقدمه در خارج دو وجود مىباشد نظير اعمال حج و سير براى حج بخلاف زوجيت براى اربعه كه آن يك امر اعتبارى انتزاعى از اربعه مىباشد پس بنابراين وجود مقدمه لازم ماهيت ذى المقدمه نشد بلكه لازمه وجود ذى المقدمه مىباشد كما لا يخفى .
مخفى نماند كه اصول عمليه در اين مورد شك در وجوب مقدمه واجب جارى نمىشود نه برائت و نه استصحاب به جهت آنكه برائت يا عقليه يا شرعيه است و هركدام از اينها وارد است در مورد نفى عقاب يعنى اگر احتمال عقاب داشته باشد به واسطه برائت شرعى يا عقلى برداشته مىشود و فرض آنست كه ترك مقدمه واجب عقاب ندارد مگر ذى المقدمه علاوه بر اينها كه برائت شرعيه در جائى مىآيد كه منتى براى عبد باشد و بعد از آنكه تكليف در مقدمه واجب بنا بر اينكه واجب باشد مقدمه ترك آن عقاب ندارد مسلم .