تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
نعم نفس وجوب المقدمة يكون مسبوقا بالعدم حيث يكون حادثا بحدوث وجوب ذى المقدمة فالاصل عدم وجوبها و توهم عدم جريانه لكون وجوبها على الملازمة من قبيل لوازم الماهية غير مجعولة و لا اثر آخر مجعول مترتب عليه
شرح
مىشود يا لوازم ماهيت است يا لوازم وجود ذهنى و يا وجود خارجى اما لوازم ماهيت نظير زوجيت و امكان و امتناع براى اربعه بودن كه اين لوازم براى ذات ماهيت است و ربطى بوجود ذهنى يا خارجى ندارد كما آنكه در محل خودش ثابت است . و يا لوازم وجود ذهنى است بدون لوازم خارجى نظير كليات خمس « نوع - جنس - فصل - عرض عام - عرض خاص » كه وجود آنها فقط در ذهن است بدون وجود خارجى و يا لوازم وجود خارجى است نظير حرارت آتش و برودت ماء و امثال آنها كه اين آثار بر وجود خارجى آتش و آب است نه ذهن . قوله : نعم نفس وجود المقدمة الخ . يعنى وجوب مقدمه مسبوق بعدم است و قبلا وجوب نداشته است و اين وجوب مقدمه حادث است بحدوث وجوب ذى المقدمه يعنى آن وقتىكه وجوب ذى المقدمه وجود نداشت مقدمه هم وجوب نداشت بعد از آنكه ذى المقدمه وجود پيدا كرد شك در وجوب شرعى مقدمه داريم اصل عدم وجوب شرعى آنست . قوله : و توهم عدم جريانه الخ . اشكال در اين مورد شده بر آنكه اين استصحاب جارى نيست و درست نيست چونكه لوازم ماهيت جعل ندارد نه جعل بسيط دارد كه آن ايجاد شىء است و باصطلاح كان تامه مىگويند نظير وجود تمام ممكنات مثل وجود زيد و عمرو و بكر و غيره و نه جعل تاليفى دارد كه مفاد كان ناقصه مىباشد و معناى جعل تأليفى آنست كه دو شىء كه وجود دارد ايجاد ربط بين آنها كنيد مثل ربط قائم بزيد بدهيد و بگوئيد زيد قائم و همچنين تمام قضاياى ديگر .