تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
و ثانيا لا يكاد يلزم الاجتماع اصلا لاختصاص الوجوب به غير المحرم فى غير صورة الانحصار به و فيها اما لا وجوب للمقدمة لعدم وجوب ذى المقدمة لاجل المزاحمة و اما لا حرمة لها لذلك كما لا يخفى
شرح
است و علت حكم است و جهت تعليلى است نه جهت تقييدى الا آنكه معنون باز امر كلى و طبيعى مقدمه مىشود چون بخصوصه مولا معين نكرده كه كدام مقدمه‌اى را بياور چون امر خصوصى نداريم لذا باز مأمور به امر كلى است كه منطبق بر مقدمه حرام و غيره مىشود . نظير معناى حرفى كه قبلا گذشت كه مولا امر مىكند سر من البصرة كه اين مسير از بصره ممكن است از طرف شمالى يا جنوبى يا غربى يا شرقى بصره باشد و اين معناى كلى است كما آنكه بفرمايد مقدمات حج را فراهم كن و موارد مختلفه‌اى دارد مقدمات مثل آنكه با طياره ممكن است به حج برود يا با سياره يا غيره و حاصل آنكه ما نحن فيه ايضا من باب اجتماع امر و نهى است چون قضاياى شرعيه قضاياى حقيقيه است نه قضاياى خارجيه و قضاياى حقيقيه موضوعات آن كلى مىباشد كه منطبق در خارج مىشود كما لا يخفى .

[ رد مصنف كه با عنوان تعليلى مقدمه اجتماع امر و نهى نيست ]

قوله : و ثانيا لا يكاد الخ جواب دوم صاحب كفايه مىفرمايد اصلا در اين مورد اجتماع لازم نمىآيد تا آنكه وجوب و حرمت در يك مورد جمع بشود به جهت آنكه اختصاص دارد وجوب مقدمه به غير مقدمه محرمه در صورت غير انحصار يعنى اگر مقدمات مباحه باشد و مقدمات محرمه قهرا وجوب روى مباحه مىرود و مقدمات محرمه وجوبى ندارد تا آنكه وجوب و حرام جمع شود . اما در صورت انحصار يعنى در آنجائىكه مقدمه فقط حرام است و مباح ندارد در اين مورد تزاحم است بين وجوب ذى المقدمه و آن مقدمه حرام اگر حرام اهم باشد مقدمه وجوب ندارد چون ذى المقدمه وجوبش برداشته مىشود و اگر ذى المقدمه اهم از حرام باشد البته حرمت مقدمه برداشته مىشود و وجوب مقدمه