شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 274
و فيه أوّلا انه لا يكون من باب الاجتماع كى يكون مبتنية عليه لما اشرنا اليه غير مرة ان الواجب ما هو بالحمل الشائع مقدمة لا بعنوان المقدمة فيكون على الملازمة من باب النهى فى العبادة و المعاملة وجوب مقدمه و در اين مورد مثلا مقدمه حج كه سير باشد اين سير اگر حرام شد مثل ماشين يا طياره يا غيره در اين مقدمه هم وجوب است چون مقدمه واجب واجب است و هم حرام است كه ذاتا خودش حرام است پس بنا بر اينكه قائل بوجوب مقدمه باشيم در مثل اين موارد اجتماع امر و نهى مىباشد و يكى از صغريات باب اجتماع است و اگر گفتيم مقدمه واجب واجب نيست فقط حرام است آن مقدمه ولى وجوب ندارد كما لا يخفى . [ ثمره مقدمه واجب اجتماع امر و نهى است و رد آن ] قوله : و فيه أوّلا انه الخ مرحوم صاحب كفاية جواب مىدهد از اين ثمره كه اين مورد من باب اجتماع امر و نهى نيست تا اينكه مبتنى بر اين بحث باشد به جهت آنكه زياد تكرار نموديم كه واجب در مقدمه و آنچه كه حمل شايع واجب است آن معنون مقدمه واجب است نه عنوان مقدمه كه اگر عنوان مقدمه واجب باشد البته من باب اجتماع امر و نهى است بلكه ما نحن فيه من باب نهى در معاملات و عبادات مىباشد . حاصل آنكه باب اجتماع امر و نهى ، امر و نهى روى دو عنوانى رفتهاند كه آن دو عنوان هيچ ربطى به همديگر ندارند مثل آنكه مولا بفرمايد صل و لا تغصب كه عنوان غصب و صلاة دو عنوان كلى هستند كه مكلف بسوى اختيار خودش در بعض مصاديق و افراد از آنها را جمع نموده است كه بحث آن مفصلا مىآيد انشاءالله تعالى ولى بحث مقدمه واجب امر روى عنوان نرفته است بلكه مأمور به آن معنون است و عنوان مقدميت جهت تعليلى و علت حكم است و موضوع حكم از اين جهت امر و نهى در يك مورد وارد مىشوند و نظير نهى در عبادات و معاملات مىشود . جواب از صاحب كفاية آنكه عنوان مقدميت اگرچه خارج از مامور به