و اخذ الاجرة على الواجب لا بأس به اذا لم يكن ايجابه على المكلف مجانا و بلا عوض بل كان وجوده المطلق مطلوبا كالصناعات الواجبة كفائية التى لا يكاد ينتظم بدونها البلاد و يختل لولاها معاش العباد بل ربما يجب اخذ الاجرة عليها لذلك اى لزوم الاختلال و عدم الانتظام لو لا اخذها هذا فى الواجبات التوصلية .
شرح
ثانيا اگر آنكه فرق باشد بين گناه صغيره و كبيره غايت الامر گناه كبيره بين آنها مختلف است نظير زدن شخص يا دست او را ببرند يا او را بكشند و اگر فرق نگذاريم بين آنها و تمام گناهان كبيره باشد چون معناى فسق خروج شخصى است از جاده شرع يمينا و شمالا و مقابل فسق عدل است كه معناى آن استقامت در جاده شرع است و اين معناى فسق كه نموديم شامل گناه كبيره و صغيره هر دو مىشود هر دو كبيره است پس بنابراين ثمره ندارد بحث مقدمه واجب .
ثالثا آنكه به ترك واجبات عديده در يك آن صدق اصرار بشود و اگر گفتيم صدق نمىكند بلكه بايد زمان در آنها فاصله شود تا صدق اصرار شود مثلا اگر شخصى در آن واحد نظر بده نفر اجنبيه نمود صدق اصرار بر گناه نمىكند پس ثمره ايضا حاصل نشده در مورد .
رابعا آنكه اصلا ترك مقدمه واجب فى نفسه نه عقاب و ثوابى دارد بلكه عقاب و ثواب براى ذى المقدمه است .