تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
مع ان البر و عدمه انما يتبعان قصد الناذر فلا بر باتيان المقدمة لو قصد الوجوب النفسى كما هو المنصرف عند اطلاقه و لو قيل بالملازمة
شرح
اصول ثابت نموديم كه مقدمه واجب واجب است كه اين كبرى مسئله فقهى مىشود . مىگوييم مثلا سير الى الحج مقدمه اعمال حج است و هر مقدمه واجب واجب است پس مقدمه حج كه سير باشد واجب است اين نتيجه اگرچه مسئله اصولى است الا آنكه ثمره ممكن نيست باشد چونكه بعد از حكم عقل قطعى كه بايد مقدمه واجب آورده شود حكم شرع در آن بىفايده و لغو محض است كما آنكه كرارا گذشت در طى مباحث گذشته و على كل بنابراين نتائجى كه ذكر مىشود اگر كبراى مسئله فقهيه نشود آن نتائج نتيجه اصوليه نمىشود از نتائجى كه ذكر كرده‌اند در مسئله مقدمه واجب نذر است كه اگر كسى نذر كرد واجبى را بياورد اگر يك مقدمه واجبى را آورد بر نذر و وفاء به نذر نموده . دوم حصول فسق و فاسق شدن شخص در جائى كه مقدمات واجب را ترك كند اگر واجب مقدمات كثيره‌اى داشته باشد چون صدق اصرار بر حرام مىكند و اصرار بر حرام شخص فاسق مىشود . سوم از نتائج بحث جايز نيست اخذ اجرت بر مقدمات واجب چون وجوب شرعى دارد و اخذ اجرت بر واجبات شرعا جايز نيست . قوله : مع ان البرء و عدمه الخ جواب آنكه وفاء به نذر و عدم آن تابع قصد ناذر است اگر نذر كرده واجب نفسى را بجا بياورد يا واجب غيرى يا مطلق واجب را بياورد و لو وجوب عقلى بدون شرعى باشد البته در اينجا وفاء به نذر نموده و لو قائل بوجوب مقدمه شرعا نباشيم