شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 263
فلو لم يكن عين ما يناقضه بحسب الاصطلاح مفهوما لكنه متحد معه عينا و خارجا فاذا كان الترك واجبا فلا محالة يكون الفعل منهيا عنه قطعا فتدبر جيدا پس در آنجائىكه مقدمه مطلقا واجب باشد ترك صلاة مقدمه است براى فعل ازاله و فعل صلاة نقيض ترك است بنفسه و معاند ترك مطلق است نه آنكه فعل صلاة ملازم يا مقارن شىء ديگرى باشد آن شىء ديگر نقيض باشد و منافى باشد . [ تقسيم واجب به اصلى و تبعى و آثار آنها ] قوله : فلو لم يكن عين ما يناقضه الخ يعنى فعل صلاة اگرچه بحسب اصطلاح مفهوما و معنا نقيض ترك صلاة نيست لكن فعل صلاة متحد است با آن ترك عينا و خارجا پس اگر ترك صلاة واجب شد فلا محاله فعل صلاة منهى عنه مىباشد قطعا فتدبر جيدا . مخفى نماند مصنف اعتراف دارد كه فعل صلاة نقيض صريح ترك صلاة نمىباشد ولى فعل صلاة در خارج متحد است با آن نقيض جواب آن گذشت كه نقيض شىء وجود و عدم آن معتبر است و وجود زيد و عدم زيد هر دو نقيض يكديگر هستند و لو تعبيرات مختلف است كه مىگوييم نقيض وجود ترك وجود است يا نقيض ترك ترك ترك است . ولى اين تعبيرات واقع را تغيير نمىدهد و واقع نقيض وجود و عدم يك شىء است كه مىگوييم لا يجتمعان و لا يرتفعان پس بنابراين بيان ما فعل صلاة عين نقيض ترك است كما آنكه ترك صلاة عين نقيض فعل است نه متحد باشد با شىء ديگر . مخفى نماند بنا بر آنكه مقدمه موصله واجب باشد ثمره بين موصله و غيره ظاهر شد ولى اين مسئله اصولى نيست چونكه قبلا گفته شد كه مسئله اصولى كبرائى است كه بانضمام صغرى نتيجه حاصل مىشود ولى در ما نحن فيه چند مقدمه ديگر احتياج داريم .