تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
و بالجملة يكون التوصل بها الى ذى المقدمة من الفوائد المترتبة على المقدمة الواجبة لا ان يكون قصده قيدا او شرطا لوقوعها على صفة الوجوب لثبوت ملاك الوجوب فى نفسها بلا دخل له فيه اصلا و الا لما حصل ذات الواجب و لما سقط الوجوب به كما لا يخفى .
شرح
آن آنست كه اگر مكلف وضو گرفت مثلا براى توصل به قرائت قرآن در اين حال جايز نيست با اين وضو نماز خواندن و همچنين باقى غايات ديگر چون قصد توصل آنها را نداشته در حال وضو گرفتن و اشكال شده است با اينكه وضوء حقيقت واحده است و بعد از اينكه اين حقيقت ايجاد شد طهارت بر او مترتب مىشود و بعد از وجود طهارت هر غايتى به اين وضوء صحيح است بله در غسل ممكن است فائده داشته باشد چون اغسال حقائق مختلفه مىباشند و لو در اسم متحداند و به تمام آنها غسل گفته مىشود پس اگر غسل براى غايت خاص كرد مثلا براى نماز جايز نيست به آن قرائت چون قصد قرائت نداشته . جواب در اغسال ايضا آنكه اختلاف در اغسال به اعتبار اسباب آنها است نظير جنابت و حيض و نفاس و غيره و اما غايات غسل تماما متحد و يكى مىباشد كه آن طهارت مىباشد پس اغسال هم مثل وضو مىباشند فرع ديگرى نسبت داده‌اند بنا بر قول مرحوم شيخ كه شخصى كه بايد چهار نماز به چهار طرف مقدمه بخواند براى اشتباه قبله اگر يك طرف را خواند بدون قصد توصل و ترك باقى نمود اين نماز باطل است و لو مطابق واقع باشد چونكه قصد توصل نداشته ، جواب آنكه مقدمه علميه با مقدمه وجوديه فرق دارد كما آنكه گذشت و نماز چهار طرف براى علم بواقع است و آن هم حاصل شده است قوله : و بالجملة يكون التوصل بها الخ . حاصل آنكه قصد توصل به مقدمه براى ذى المقدمه از فوائدى است كه مترتب مىشود بر مقدمه واجب يعنى غرض از مقدمه واجب آنست كه انسان برسد به ذى المقدمه