اذا عرفت ذلك فقد عرفت انه لا اشكال أصلا فى لزوم الاتيان بالمقدمة قبل زمان الواجب اذا لم يقدر عليه بعد زمانه فيما كان وجوبه حاليا مطلقا و لو كان مشروطا به شرط متأخر كان معلوم الوجود فيما بعد كما لا يخفى ضرورة فعلية وجوبه و تنجزه بالقدرة عليه بتمهيد مقدمته فيترشح منه الوجوب عليها على الملازمة .
شرح
ممكن نيست كه تعلق بگيرد به آن چون تحصيل حاصل است .
و حاصل مطلب مصنف آن شد كه هركجائى كه وجوب فعلى است واجب است تحصيل مقدمات واجب بنا بر ملازمه چه واجب معلق باشد يا منجز چه شرط وجوب هم فعلى باشد يا شرط وجوب متأخر باشد كما آنكه گذشت و در مواردى كه وجوب فعلى نيست واجب نيست تحصيل مقدمات واجب نظير تحصيل عنوان مسافر يا حاضر يا مستطيع كه اين عناوين لازم نيست تحصيل آن يا تحصيل قيد وجوب نظير تحصيل استطاعت و غيره كما آنكه گذشت .
قوله : اذا عرفت ذلك الخ زمانى كه شناختى مناط در وجوب مقدمه را كه آن وجوب حالى بود از اين جهت اشكالى نيست اصلا در اينكه واجب است اتيان به مقدمه قبل از زمان انجام واجب البته آن مقدمهاى كه در زمان واجب نتواند مكلف انجام بدهد نظير گذرنامه و طياره براى حج و اين وجوب مقدمه در جائى است كه وجوب حالى مطلق باشد كه اين مطلق شامل سه مورد براى وجوب مقدمه مىشود يكى وجوب فعلى باشد ولى واجب معلق باشد و دوم وجوب فعلى باشد ولى به شرط متأخر كه بدانيم بعدا پيدا مىشود سوم واجب منجز باشد كما لا يخفى .
و در اين حال ضرورى است كه ذى المقدمه فعليت پيدا مىكند وجوب آن و منجز مىشود به اينكه ما قدرت پيدا بكنيم كه آن را ايجاد نمائيم در جائى كه مقدمه آن را مهيا كنيم و اگر فعلا مقدمه آن را مهيا نكنيم بعدا متمكن نيستيم از آوردن واجب پس وجوب او