تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
و ليس الفرق بينه و بين المعلق حينئذ الا كونه مرتبطا بالشرط بخلافه و ان ارتبط به الواجب . تنبيه قد انقدح من مطاوى ما ذكرناه ان المناط فى فعلية وجوب المقدمة الوجودية و كونه فى الحال بحيث يجب على المكلف تحصيلها هى فعلية وجوب ذيها و لو كان امرا استقباليا كالصوم فى الغد و المناسك
شرح
كنيم حتما پيدا مىشود اگر بر اين نحو گرفتيم آن‌وقت وجوب فعلى مىشود و وجوب سائر مقدمات او هم فعلى و حالى مىشود مثل اينكه ما مىدانيم در ماه آينده اين شخص حتما مستطيع مىشود و لذا مقدمات را الآن بايد انجام بدهد و گرنه ديگر نمىتواند بعدا انجام بدهد به واسطه اينكه مىدانيم در ماه آينده حتما مستطيع مىشود الآن وجوب فعل مىشود به شرط متأخر و آن مقدمات واجب مىشود كه انجام بدهد يا مثلا خود استطاعت كه فعلا پيدا شده است البته بقاء استطاعت شرط وجوب است تا آخر بلكه نظير حياة و عقل و قدرت تماما اين‌ها بنا بر شرط متأخر مىباشد چون همچنان كه حدوث آنها شرط وجوب است بقاء آن هم شرط استمرار وجوب است كما لا يخفى

[ در تعميم واجب معلق و جاهائى كه شرط متأخر لازم است ]

قوله : و ليس الفرق بينه الخ و در اين حال ديگر فرقى بين واجب مشروط و واجب معلق نيست الا اينكه واجب مشروط مرتبط است به شرط متأخر يعنى به شرط وجوب و ليكن واجب معلق اين‌طور نيست اگرچه مرتبط است بواجب و شرط واجب است و حاصل آن شد كه واجب معلق دو قسم داريم بنا بر قول صاحب كفايه يك قسم از آن شرط وجوب فعلى است و واجب متأخر است و يك قسم ديگر از آن شرط وجوب فعلى نيست ولى بنا بر شرط متأخر چون بعدا پيدا مىشود وجوب فعلى است نظير استطاعتى كه فعلا پيدا شده باشد كما لا يخفى . قوله : تنبيه قد انقدح الخ به تحقيقى كه ظاهر شد از مطاوى آنچه كه ما ذكر نموديم كه مناط در فعليت