فى الموسم كان وجوبه مشروطا به شرط موجود أخذ فيه .
و لو متأخرا او مطلقا منجزا كان او معلقا .
فيما اذا لم يكن مقدمة للوجوب ايضا او مأخوذة فى الواجب على نحو يستحيل ان يكون موردا للتكليف كما اذا أخذ عنوانا للمكلف كالمسافر
شرح
وجوب مقدمه وجوديه و اينكه مقدمه وجوديه واجب است براى مكلف كه تحصيل كند آن مقدمه وجوديه را مناط آنست كه وجوب ذى المقدمه فعلى است و هركجا كه وجوب ذى المقدمه فعلى شد واجب است تحصيل مقدمات و لو آنكه ذى المقدمه خودش امر استقبالى باشد مثل روزه در فردا كه استقبالى است ولى وجوب آن از اول شب است كه بايد مقدمات مثل غسل و امثال آن را براى فردا مكلف مهيا كند يا مناسك در موسم حج كه قبل از موسم حج مقدمه حج واجب است بر مكلف درحالىكه خود ذى المقدمه كه زمان حج باشد استقبالى است و فرقى نمىكند كه وجوب آن ذى المقدمه مشروط باشد به شرط كه بايد خود به خود پيدا بشود مثل استطاعت كه بعد از استطاعت تحصيل مقدمات وجوديه لازم است
قوله : و لو متأخرا الخ يعنى شرط وجوب و لو متأخر باشد يعنى اگر مثلا ما مىدانيم فردا يقينا مستطيع مىشويم ولى مقدماتى را بايد امروز انجام بدهيم كه فردا ديگر نمىتوانيم اينجا بر مكلف واجب است مقدمات را مهيا كند و لو آنكه شرط وجوب كه استطاعت باشد متأخر باشد يعنى فردا پيدا بشود ولى وجوب فعلى است به شرط متأخر كما آنكه گذشت و حاصل آنكه وجوب ذى المقدمه خواه مشروط باشد و خواه مطلق و در مطلق هم خواه منجز باشد يعنى الآن پيدا شده باشد وجوب و واجب يا معلق كه بعدا پيدا بشود واجب در تمام اين موارد لازم است تحصيل مقدمات چونكه وجوب فعلى است .
قوله فيما اذا لم يكن مقدمة الخ يعنى بلكه مقدمه وجود باشد يا گرفته شده باشد شرط در واجب بر نحوى