شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 170
ثم إنّه ربما حكى عن بعض اهل النظر من اهل العصر اشكال فى الواجب المعلق و هو ان الطلب و الايجاب انما يكون بازاء الارادة المحركة للعضلات نحو المراد فكما لا يكاد يكون الارادة منفكة عن المراد فليكن الايجاب غير منفك عما تتعلق به فكيف يتعلق بامر استقبالى فلا يكاد يصح الطلب و البعث فعلا نحو امر متأخر . دخيل در بحث ما نيست و آنچه كه دخيل در بحث ما مىباشد بعد از آنكه وجوب فعلى شد سواى آنكه واجب هم فعلى باشد يا استقبالى آيا مقدمه آن واجب است يا نه شرعا كما لا يخفى . [ اشكال بر واجب معلق و رد آن ] قوله : ثم إنّه ربما حكى ان بعض اهل النظر الخ . مخفى نماند اشكالاتى بر واجب معلق شده است . اول از اشكالات آن اشكالى است كه مرحوم شيخ به صاحب فصول نموده و جواب آن گذشت . دوم از اشكالات اشكالى است كه مرحوم صاحب كفايه بر صاحب فصول نموده كه اين تقسيم بين واجب معلق و واجب منجز فايدهاى ندارد در بحث مقدمه واجب كه ما نزاع داريم چونكه وجوب در هر دو حالى و فعلى است و لو واجب در معلق استقبالى است كما آنكه اين هم گذشت . سوم از اشكالاتى كه بر واجب معلق نمودهاند آنست كه طلب و ايجاب در مقابل ارادهاى است كه اين اراده محرك اعضاء و جوارح مىشود طرف مراد پس همچنان كه اراده منفك از مراد نمىشود و نظير علت و معلول مىباشند و ممكن نيست علت الآن وجود پيدا كند و معلول بعدا پيدا بشود همچنين ايجاب و وجوب هم كه از اراده پيدا مىشود ممكن نيست متعلق به امر متاخر و آينده بشود پس چگونه ممكن است كه تعلق بگيرد وجوب بامر استقبالى چون وجوب و طلب از اراده