تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
حينئذ هناك معنى آخر معقول كان هو المعلق المقابل للمشروط و من هنا انقدح انه فى الحقيقة انما انكر الواجب المشروط بالمعنى الذى يكون هو ظاهر المشهور و القواعد العربية لا الواجب المعلق بالتفسير المذكور .
شرح
فعلى و واجب را استقبالى قرار داد به جهت آنكه قرار داد شرط را لزوما از قيود ماده در مقام ثبوت و اثبات هر دو چونكه ادعا كرد كه ممتنع است قيد از قيود هيئت قرار داده شود اثباتا و ثبوتا و بلكه بايد قيد از قيود ماده قرار داده شود بر خلاف قواعد عربيه و ظاهر مشهور نظريه ايشان بود كما آنكه مطالب ايشان را ثبوتا و اثباتا ما بيان نموديم و گذشت از مرحوم شيخ بهائى و چون اين معنى را در معناى واجب مشروط قائل شده است انكار كرده است اين تقسيم را بر صاحب فصول و گفته است اين تقسيم وجهى ندارد به جهت آنكه واجب معلقى را كه صاحب فصول در اين تقسيم بيان نموده است همان معنائى است كه شيخ در واجب مشروط قائل شده است كما اينكه واضح است اين مطلب .

[ اتحاد معناى واجب معلق و مشروط بر قول شيخ ره ]

قوله : حينئذ هناك معنى آخر الخ . مرحوم شيخ اعلى اللّه مقامه چون اختيار كرده است آن معناى مشروط را كما آنكه گذشت كه همان معناى مشروط همان معناى واجب معلق است كه صاحب فصول رحمة اللّه عليه قائل شده است چون معناى ديگرى كه معقول باشد و آن معناى واجب معلق باشد كه مقابل مشروط مىباشد آن معنى ديگرى نيست و نداشته از اين جهت منكر واجب معلق شده است مرحوم شيخ . از اينجا معلوم مىشود كه مرحوم شيخ در حقيقت منكر است آن واجب مشروطى كه مشهور مىگويند و قواعد عربيه هم ظاهرش معناى مشهور است كما آنكه گذشت و منكر نيست در واقع واجب معلق را كه مرحوم صاحب فصول بيان فرموده است چونكه قبلا گذشت واجب مشروطى كه مرحوم شيخ قائل است كه معناى آن برگشت قيد بوده به ماده و وجوب فعلى بود و واجب استقبالى همين معناى واجب معلق است
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 168 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى