. . . . . . . . . .
شرح
وجوبى است آيا وجوب نفسى است يا وجوب غيرى يا وجوب ارشادى يا وجوب طريقى از اين چهار وجوب يكى از اينهاست .
اما وجوب نفسى اگرچه مرحوم محقق اردبيلى و بعضى ديگرى قائلند به اينكه معرفت و علم به احكام شرعيه وجوب نفسى دارد الا آنكه اين معنى يعنى وجوب نفسى خلاف ظاهر اخبار و آياتى است كه دال است بر وجوب معرفت مثلا روايتى كه وارد شده است يؤتى بالعبد يوم القيمة فيقال له هلا عملت فيقول ما علمت فيقال له هلا تعلمت ظاهر اين روايت و ساير ادله آنست كه تحصيل معرفت و علم وجوب نفسى ندارند كما لا يخفى
و اما وجوب غيرى در معرفت و تحصيل علم مبتنى بر اينست كه واجبات و محرمات توقف داشته باشد وجود آنها در خارج بوجود معرفت و علم مثل ساير مقدمات وجوديه كه وجود واجب توقف دارد برآن مقدمه مثل سير براى حج كه حج توقف دارد وجودش بر سير و اين معنى هم در وجوب معرفت درست نيست چونكه ذات واجب يا ذات حرام وجود خارجى آنها توقف ندارد بر معرفت و تحصيل علم بانها و ممكن است موجود بشوند آنها به غير علم بله اگر واجب مركب باشد نظير صلاة كه اجزاء و شرائطى دارد البته در اين موارد توقف خارجى دارد علم تفصيلى آنها به معرفت اجزاء و شرائط
و اما وجوب ارشادى در معرفت و تعلم احكام باشد نظير آياتى كه نهى مىكند از عمل به غير علم و عمل به ظن كه اينها ارشاد است به حكم عقل كه عقل حكم مىكند كه لازم است تحصيل علم براى رسيدن به احكام واقعيه اين معنى هم صحيح نيست چون اگر وجوب معرفت و تحصيل علم وجوب ارشادى بود لازمه اين حرف آنست كه جايز باشد برائت شرعيه در شبهات حكميه قبل از فحص همچنان كه برائت شرعيه جارى مىشود در شبهات موضوعيه قبل از فحص چون آنچه كه مانع در جريان برائت