. . . . . . . . . .
شرح
بشرائط و اجزاء را بنمايد و چون تفويت ملاك واجب را نموده به اختيار لذا عقاب آن را دارد كما لا يخفى
امر پنجم وجوب تحصيل علم در احكام كه گذشت مخصوص است به بالغين و اما صبى و غير مكلفين پس بر او واجب نيست تحصيل علم در احكام و لو متمكن از آوردن واجب نباشد در وقت نماز و امثال آن بجهة آنكه قبل از وقت رفع القلم دارد و تكليف از او ساقط است و لذا قاعده الامتناع بالاختيار لا ينافى الاختيار در حق او جارى نمىشود چون قبل از وقت مكلف نبود و بعد از دخول وقت ممكن نيست بر او امتثال واجب چون علم به آن ندارد و از اين جهت امر فعلى ندارد كما لا يخفى
اما قول بعض اعلام كه مىفرمايند كه حكم عقل ثابت است براى هر جاهلى كه ياد بگيرد احكام شرعيه را چه مكلف باشد چه غير مكلف و اين حكم عقل تخصيص بردار نيست .
جواب آنكه حكم عقل در اينجا نظير حكم عقل است به آنكه اشتغال يقينى برائت يقينى مىخواهد بااينحال اصول و اماراتى كه مسقط تكليف مىباشد در مقام امتثال نظير قاعده فراغ و غيره مخصص قاعده عقلى مىباشد يا حكومت دارند و در مقام اسقاط تكليف يقينى وجدان نداريم بلكه يقين تعبدى داريم و در ما نحن فيه روايت رفع القلم عن الصبى تخصيص قاعده عقليه مىباشد چون اختيار صبى كلا اختيار مىباشد .
و از روايت استفاده مىشود كه ملاك واجب در ظرف خودش تمام است در اين مورد و اما تأديب صبى در ارتكاب بعض معاصى و آنكه وارد شده است او را از بعض معاصى جلوگيرى كنيم و يا تمرين دهيد صبيان را و وادار كنيد آنها را به نماز و روزه در هفتساله يا نهسالگى البته اين مطلب ربط بما نحن فيه ندارد كما لا يخفى
امر چهارم در آنست كه وجوب معرفت و تحصيل علم به احكام شرعيه آيا چه