تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
توصليا فيجزى اتيانه مطلقا و لو بدون قصد القربة أو لا فلا بد من الرجوع فيما شك فى تعبديته و توصليته الى الاصل لا بد فى تحقيق ذلك من تمهيد مقدمات إحداها الوجوب التوصلى هو ما كان الغرض منه يحصل به مجرد حصول الواجب و يسقط به مجرد وجوده بخلاف التعبدى فان الغرض منه لا يكاد يحصل بذلك بل لا بد فى سقوطه و حصول غرضه من الاتيان به متقربا به منه تعالى ،
شرح
يا تعبدى يعنى امر مولى در حال مطلق بودن و بدون قرينه بودن تعبدى هستند يا توصلى مخفى نماند كه براى امر توصلى و تعبدى معانى زيادى نموده‌اند علماء ، كه در جاى خود بيان آنها خواهد آمد ان‌شاءالله تعالى ولى فعلا بنا بر قول مصنف كما آنكه مىبايد معنى توصلى آنست كه تكليف به مجرد بجا آوردن فعل ساقط مىشود . مثلا لباسى كه نجس است به مجرد اينكه فرورفت در آب پاك مىشود چه اختيارا باشد و چه غير اختيارى چه با نيت باشد و چه بىنيت و لو بدون قصد قربت هم باشد پاك مىشود اين معنى توصلى است و يا اينكه اطلاق صيغه نمىرساند توصلى را لابديم ما در موقعى كه شك مىكنيم در امرى كه آيا تعبدى است يا توصلى رجوع كنيم باصل كه اصل هم بر دو قسم است اصل لفظى و اصل عملى در اينجا اصل لفظى است و اصل لفظى آنست كه ببينيم از اطلاق لفظ مىتوانيم چيزى را بر داريم يا نه اگر از اصل لفظى نتوانستيم عمل كنيم رجوع مىكنيم باصل عملى از اصول اربعة و ما براى تحقيق اين مطلب لابديم از ذكر مقدماتى .

[ اشكالات هشتگانه بر قصد امر در موضوع آن ]

قوله : إحداها الخ اول اينكه وجوب توصلى آنست كه غرض از آن حاصل مىشود فقط به مجرد حصول واجب و به مجرد وجود آن فعل تكليف ساقط مىشود و قصد قربت يا قصد ديگرى نمىخواهد بخلاف تعبدى چونكه غرض از تعبدى فقط به مجرد حصول فعل تكليف ساقط نمىشود بلكه از براى امر تعبديه لابديم كه به قصد قربت بياوريم تا تكليف ساقط شود .