فان شدة مناسبة الاخبار بالوقوع مع الوجوب موجبة لتعين ارادته اذا كان بصدد البيان مع عدم نصب قرينة خاصة على غيره فافهم .
المبحث الرابع انه اذا سلم ان الصيغة لا تكون حقيقة فى الوجوب
[ بحث چهارم : وجوهى كه گفته شده كه ظهور صيغه در وجوب دارد و در آنها ]
شرح
قوله : المبحث الرابع الخ بحث چهارم در اينست كه زمانى كه قبول كنيم كه صيغه نمىباشد حقيقت در وجوب ، آيا ظهور در وجوب دارد يا ندارد گفته شده كه ظهور در وجوب دارد به چند دليل .
اول : اينكه استعمال الفاظ در وجوب زيادتر از ندب و مطلق طلب است .
دوم : اينكه وجود وجوب زيادتر است از ديگران چون ممكن است وجوب به غير صيغه هم ثابت بشود مثل جمله خبريه يا اسميه يا ماده امر و امثال اينها كه وجوب از آنها استفاده بشود .
سوم اينكه در ميان مطلق طلب و ندب وجوب اكمل است ولى تمام اينها همينطور است كه مىبينى يعنى صحيح نيست كه مدرك براى ظهور صيغه در وجوب بشود ضرورى است كه استعمال در ندب و همچنين وجود ندب كمتر از وجوب نيست اگر نگوئيم زيادتر است مثلا يك واجب آمده در شرع ولى چندين برابر خودش مستحبات آمده با او مثل نماز كه هر جزئى از آنها كه يك واجب است مثل حمد و سوره و ركوع و سجود هركدام از اينها چندين مقابل مستحبات در آنها وارد شده است پس استعمال ندب و وجود ندب در اقل نيست .
اما اكمليت كه براى وجوب آورديد اكمليت موجب براى ظهور نمىشود و الا لازم مىآيد كه در تمام مطلقات و عمومات اكمل آنها را بگيريم و افراد ديگر را رها كنيم چون ظهور در جائى مىآيد كه لفظ با معنى زياد انس داشته باشد به حيثى كه لفظ وجهه و صورت براى آن معنى بشود ولى در اينجا الفاظ انس زياد با وجوب ندارند بلكه با ندب انس زياد دارند و مجرد اينكه وجوب اكمل است از ندب و غيره