تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
لان المتقدم او المتأخر كالمقارن ليس الاطرف الاضافة الموجبة للخصوصية الموجبة للحسن و قد حقق فى محله انه بالوجوه و الاعتبارات و من الواضح انها تكون بالاضافات فمنشأ توهم الانخرام اطلاق الشرط على المتأخر و قد عرفت ان اطلاقه عليه فيه كاطلاقه على المقارن انما يكون لاجل
شرح
مىباشد صوم مستحاضه الآن حسن است و نيكو است و متعلق غرض مولا واقع مىشود و اختلاف حسن و قبح و غرض باختلاف وجوه و اعتبارات كه ناشى از اضافات مىشود از چيزهائى است كه شكى در او نيست و تمام عقلاء قبول دارند مثلا ضرب يتيم و مال آنكه يك عمل خارجى بيش نيست بعنوان تأديب يتيم و اضافه به اين جهت نيكو و حسن است و بعنوان تشفى قلب و ظلم آن عمل خارجى اضافه به اين جهت ظلم و قبيح است . پس همچنان كه اضافه شىء به شرطى كه مقارن او باشد سبب مىشود كه آن شىء معنون بعنوان حسن باشد و متعلق غرض باشد همچنين اضافه او بشيء متأخر يا متقدم موجب حسن او مىشود كما آنكه گذشت مثل آن بديهى است كه اضافه شيئى بمتأخر و متقدم بعضى اوقات سبب و موجب مىشود حسن آن را و اگر حدوث متأخر نظير اغسال ليليه كه متأخر است از روزه اگر در محل خودش واقع و حادث نشود هرآينه آن شىء متقدم كه روزه باشد موجب حسن واقع نمىشود و صحيح نيست براى طلب به آن و امر به آن . كما آنكه همچنين است مطلب در شرط مقارن و از اين جهت اطلاق مىشود برآن شىء متقدم يا متأخر شرط مثل همان شرطى كه مقارن باشد و حاصل آنكه اضافه مامور به به شىء متقدم يا متأخر يا مقارن آن اضافه شرط است و موجب حسن مأمور به مىشود بدون آنكه انحزام براى قاعده عقليه باشد . قوله : متقدم او المتأخر يعنى آن شىء متقدم يا متأخر نفس وجود خارجى آن مثل مقارن شرط نيست
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 139 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى