. . . . . . . . . .
شرح
طهارت و بدون قبله باشد شرعا نماز صحيح نيست و لكن مخفى نماند بر اينكه مقدمه شرعيه هم رجوع مىشود به عقليه و عقلى مىشود بعد از آنكه طهارت و قبله و امثال آن را شارع مقدس شرط صلاة قرار داد و قيد صلاة قرار داد و اين قرار دادن شرط صغرائى براى حكم كبراى عقلى مىشود و آن كبراى عقلى آنست كه محال است وجود مشروط و وجود مقيد بدون شرط و بدون قيد آن عقلا و اين حكم عقلى است .
سوم : مقدمه عادية و مقدمات عادية بر دو قسم است :
قسم اول آن مقدماتى هستند كه انجام دادن آن برحسب عادة مردم است :
آنها درحالىكه اگر آن مقدمات را انجام ندهند باز ذى المقدمه امتثال مىشود الا اينكه عادت مردم شده است كه ذى المقدمه را بواسطهء اين مقدمه انجام بدهند مثل اينكه براى رفتن بالاى سطح به چند مقدمه مىتواند انجام شود يك با سلّم و نردبان بالا رويم دوم با طناب بالا رويم سه پلهكان بالا رويم چهار با طىّ الارض بالا رويم حال اين بالا رفتن بر سطح اگرچه به يكى از اين چهار مقدمه مىتواند انجام شود ولى عادت مردم بر اين شده است كه با نردبان بالا روند درحالىكه اگر با نردبان بالا نروند باز ذى المقدمه مىشود امتثال شود به واسطه مقدمات ديگر و لكن اين قسم از مقدمه عاديه داخل در محل نزاع ما نيست .
قسم دوم از مقدمه عاديه آنست كه ذى المقدمه امكان دارد ذاتا كه با چند مقدمه انجام شود ولى به واسطه عدم تمكن ما به مقدمههاى ديگر ناچاريم يك مقدمه را بجا بياوريم مثل نصب سلّم و نردبان براى صعود بر سطح و منحصر به همين مقدمه مىشود براى بالا رفتن همانطور كه قبلا گفته شد چند مقدمه دارد يكى از آنها نردبان است و لكن چون ما تمكن نداريم بمقدمات ديگر مثل طيران و طناب و غيره ناچار بايد از مقدمه نردبان براى بالا رفتن استفاده كنيم و باز اين مقدمه عادى هم رجوع مىشود به عقليه چونكه محال است بالا رفتن بدون نردبان فعلا براى كسى كه نمىتواند