شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 123
و اما المقدمة الخارجية فهى ما كان خارجا عن المأمور به و كان له دخل فى تحققه لا يكاد يتحقق بدونه و قد ذكر لها اقسام و اطيل الكلام فى تحديدها بالنقض و الابرام الا انه غير مهم فى المقام . واجب است بوجوب نفسى و بعد از تعلق نذر و يا عهد به آن صلاة بعدا وجوب ديگرى به او متعلق است و اين دو وجوب وجوب اصل صلاة و وجوب نذرى متحد شدهاند در يك زمان و لو رتبة وجوب نذرى متاخر است از وجوب صلاة كما لا يخفى . [ تقسيم مقدمه خارجيه بمقتضى و شرط و عدم مانع و معد ] قوله و اما المقدمة الخارجية الخ : يعنى مقدمه خارجيه آن چيزيست كه خارج از مأمور به باشد و وجود آن مقدمه غير وجود ذى المقدمه باشد مثل سير كه مقدمه است براى اعمال حج و اين مقدمه خارجيه دخالت در تحقق ذى المقدمه دارد به اين معنى كه اگر مقدمه خارجيه وجود نداشته باشد ممكن نيست آن مأمور به و آن ذى المقدمه وجود پيدا كند و بتحقيق ذكر كردهاند از براى مقدمه خارجيه اقسام و انواعى و طول دادهاند علماء كلام را در تحديد آنها و تعريف آنها به نقض و ابرام الا آنكه ميان آنها مهمى نيست . و اقسام مقدمه خارجيه چند قسم مجملا بيان نمودهاند . اول : مقتضى و سبب هم براى او گفته مىشود مثل نفس آتش كه در سوزندگى شىء سبب و مقتضى است . دوم : شرط و آن چيزيست كه تأثير دارد در اثر مقتضى مثلا اگر چيزى را بخواهى بسوزانى بايد نزديك آتش باشد و اين شرط سوزاندن آتش است كه بدون آن احراق حاصل نمىشود كما آنكه بدون طهارت نماز صحيح نيست . سوم عدم مانع است يعنى آن چيزى كه مىخواهى بسوزانى بايد رطوبت و ترى نداشته باشد و الا آن رطوبت مانع از سوزاندن مىشود كما آنكه لباس باجزاء حيوان غير ماكول اللحم مانع از صحة صلاة است . چهارم معد و آن چيزيست كه وجود او و عدم او دخيل در تأثير مقتضى مىباشد