اللهم الا ان يريد ان فيه ملاك الوجوبين و ان كان واجبا بوجوب واحد نفسى لسبقه فتأمل هذا كله فى المقدمة الداخلية .
شرح
قوله : اللهم الا ان يريد الخ يعنى ممكن است بگوئيم آن كسانى كه قائل به دو وجوب وجوب نفسى و وجوب غيرى مىباشند در هر جزئى مراد آنها ملاك و علت دو وجوب باشد نه خود دو وجوب و آن وجوبى كه برآن اجزاء هست يك وجوب واحد نفسى است به جهت سابق بودن آن چون وجوب نفسى اول بر اجزاء وارد مىشود و بعد وجوب غيرى پس تأمل كن ببين اين ملاك وجوب مقدمه را اجزاء داخليه دارد يا نه .
و لا يخفى بر اينكه از كلمات مصنف استفاده شد كه اجزاء داخليه از مقدمه بودن خارج هستند از دو جهت .
اول : آنكه وجود مقدمه مثل سير براى حج و امثال آن اين مقدمات وجود آنها غير اعمال حج است بالضرورة و وجود آنها غير وجود ذى المقدمه است و اين ملاك در اجزاء داخليه وجود ندارد چون اجزاء داخليه بنا بر اينكه مقدمه باشند وجود آن اجزاء عين وجود كل و ذى المقدمه است و دو وجود ندارند در خارج و بعد از آنكه شارع حكيم وجوب نفسى روى اجزاء برد بعد از آن معنى ندارد وجوب غيرى براى اجزاء و وجوب غيرى آن ثانيا لغو و بىفائده خواهد بود .
پس مقتضى براى وجوب غيرى اجزاء داخليه ندارند :
اما جهت دوم : آنكه و اما مصنف فرمود كه علاوه بر اينكه مقتضى وجود ندارد در اجزاء وجود مانع هم هست كه آن اجتماع مثلين است در يك مورد يعنى هر جزئى وجوب نفسى و وجوب غيرى داشته باشد اين محال است مطلب آن صحيح است در جهت اول يعنى مقتضى براى وجوب غيرى در اجزاء داخليه نيست و آنكه فرمود مانع موجود است البته آن مانع را ما مانع نمىبينيم و اجتماع مثلين در احكام شرعيه مانعى ندارد چون حكم يك امر اعتبارى است كه از الفاظ و اراده شارع پيدا مىشود