تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
و ربما يشكل فى كون الاجزاء مقدمة له و سابقة عليه بان المركب ليس الانفس الاجزاء باسرها . و الحل ان المقدمة هى نفس الاجزاء بالاسر و ذو المقدمة هو الاجزاء به شرط الاجتماع فيحصل المغايرة بينهما .
شرح
وجود آن نمىتواند پيدا شود به اين معنى كه مقدمه خارجيه توقف بر ماهيت مأمور به ندارد ولى ماهيت مأمور به و ذى المقدمه توقف بر مقدمه خارجيه دارد مثل اجزاء علت تامه از مقتضى و شرط و معد و عدم مانع و آنچه را كه جز علت مىباشد و وجود آن غير وجود مأمور به مىباشد و يا مثل مقدمات نماز از وضوء روبه‌قبله و غيره كه خارج از نماز هستند ولى مقدمه نماز مىباشند .

[ اشكال در مقدمه داخليه و جواب از آن ]

قوله : ربما يشكل فى كون الاجزاء مقدمة الخ در اينجا اشكال نموده‌اند بر اينكه ما گفتيم اجزاء داخلى نماز مقدمات داخلى مىباشند اشكال نموده‌اند بر اينكه مقدمه بايد غير از اجزاء مأمور به باشد وجودا و بايد مقدم بر ذى المقدمه باشد و شما گفتيد اجزاء داخلى مأمور به مقدمات داخلى مىباشند اين مطلب صحيح نيست چونكه اجزاء داخلى همان مأمور به مىباشد و مركب نيست الانفس اجزاء بتمامه يعنى نماز نيست و تكبير و حمد و سوره تا سلام مىباشد و وجود مقدمه عين وجود ذى المقدمه است و در خارج دو وجود ندارند بلكه يك وجود است . قوله : و الحل ان المقدمة الخ جواب اينكه مقدمه همان نفس اجزاء است بتمامه ولى اعتبار در آن لا به شرط شده است و ذى المقدمه همان اجزاء است ولى به شرط اجتماع و به شرط شىء چون هر شىء يكى از اين عناوين ثلثه در او معتبر است يا لا به شرط يا به شرط شىء يا به شرط لا است . پس بنابراين حاصل مىشود مغارة بين مقدمة و ذى المقدمة به اين معنى كه مثل
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 116 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى