تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
ضرورة انه اذا كان نفس الملازمة بين وجوب الشىء و وجوب مقدمته ثبوتا محل الاشكال فلا مجال لتحرير النزاع فى الاثبات و الدلالة عليها باحدى الدلالات الثلاث كما لا يخفى
شرح
طرف ايشان بحث ملازمه لفظى مىباشد نه عقلى مضافا به اينكه صاحب معالم بحث ملازمه را در مباحث الفاظ ذكر نموده است و در مباحث الفاظ عقليات نمىآورند پس معلوم مىشود كه ايشان قائل به بحث لفظى مىباشند نه بحث عقلى مخفى نماند بر آنكه فرق بين وجوب مقدمه كه بحث عقلى است و دلالت التزامى كه آن هم عقلى مىباشد آنست كه دلالت التزامى عقلى لفظى كه در منطق بيان نموده‌اند آنست كه آن دلالت عقلا مثل اعمى كه بصر از آن فهميده مىشود يا عرفا مثل حاتم كه جود و سخاوت از آن فهميده مىشود معتبر است و اما بحث وجوب مقدمه واجب اعم آنها است كما لا يخفى .

[ مراد از وجوب عقلى آنست كه آيا عقل درك مىكند وجوب شرعى را يا نه ]

قوله : ضرورة انه الخ جواب صاحب معالم آنست كه ضرورى است زمانى كه نفس ملازمه بين وجوب شىء و وجوب مقدمه آن در مقام امكان محل اشكال مىباشد و هنوز ثابت نشده در مقام ثبوت مجالى باقى نمىماند براى تحرير نزاع در مقام اثبات و اينكه اثبات او بكلام يكى از دلالات مىباشد مخفى نماند كه اين مسئله مقدمه واجب بعد از آنكه مكلف درك مىكند كه واجب مثلا مثل حج مقدماتى دارد مثل گذرنامه و بليط طياره و غيره اين مقدمات واجب را بعد از آنكه درك نمود مكلف بلا اشكال عقل حكم مىكند كه آن مقدمات را بايد بياورى تا ذى المقدمه امتثال بشود و اگر آن مقدمات را تحصيل نكند و نياورد بلا اشكال ذى المقدمة امتثال نشده است و امن از عقاب نيست و براى اينكه معاقب نشود و دفع عقاب از خودش بنمايد عقل حاكم است كه مقدمات را بايد بياورى تا امتثال ذى المقدمه بشود و در اين جهت وجوب عقلى نزاعى نداريم و بحث ما هم در اين جهت نيست بلكه بحث ما در وجوب مقدمه
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 114 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى