ثم لا يذهب عليك انه مع هذا الاحتمال لا مجال لدعوى الوثوق فضلا عن القطع بكونها حقائق شرعيه و لا لتوهم دلالة الوجوه التى ذكروها على ثبوتها لو سلم دلالتها على الثبوت لولاه و منه انقدح حال دعوى الوضع
شرح
قبول بكنيم كه اين معانى شرعيه همان معانى لغويه است كه شارع مقدس استعمال نموده است ولى اشكال ما در آنست كه الفاظى كه در اين معانى شرعيه استعمال مىشود مثل صلاة و صوم و غيره آيا حقيقت شرعيه هستند يا نه اما مجرد بودن اين معانى در زمان سابق دلالت ندارد چونكه زبانهاى سابق با عربى مختلف بوده كما آنكه گفتهاند در زمان حضرت عيسى لغت سريانى بوده و در زمان حضرت موسى لغت عبرانى بوده و همچنين غير لغات ديگر و حقيقت بودن اين الفاظ عربى در وقتى ثابت مىشود كه لغات قبل از اسلام هم عربى بوده و همان الفاظ عربى در اين معانى استعمال مىشده و اين اول دعواى ماست .
قوله : ثم الخ مخفى نماند بر تو كه بعد از اينكه ما گفتيم اين معانى شرعيه قبل از اسلام هم بوده است مثل نماز و حج و غيره بنابراين حقيقت لغوى هستند نه حقيقت شرعيه با اين احتمال نمىتواند كسى ادعاء وثوق كند كه من اطمينان دارم حقيقت شرعية هست فضلا از قطع و يقين و ممكن است كسى اشكال كند كه ما به واسطه وجوهى كه گفته شده براى ثبوت حقيقت شرعيه مىتوانيم اطمينان پيدا كنيم كه حقيقت شرعيه داريم ولى جواب اينست كه اگر ما قبول كنيم كه اين وجوه ثابت مىكند كه حقيقت شرعيه را بعد از اين احتمال كه حقيقت لغويه داريم اين وجوه كنار مىروند و دلالت بر حقيقت شرعيه ندارند .
قوله : و منه انقدح الخ يعنى با احتمال معنى لغوى بگوئيم وضع تعيين دارد الفاظ در معانى شرعيه يعنى بكثرة استعمال تدريجا اين الفاظ در معانى