تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
الى ما ربما لا يسعه كثير من الافهام و من اللّه الرشد و الهداية و به
شرح
صفات ذاتى انسان نيستند چونكه امام عليه السلام مىفرمايد اين شخص كه در رحم مادرش است بعدا اعمالى بجا مىآورد اعمال اشقياء را و از اين جهت شقى مىشود يعنى به واسطه عمل خودش ، خودش را به شقاوت مىكشاند و همچنين در سعادت كما آنكه در اعمال خارجيه عقلاء دنيا همين قسم مىباشد ملكات نفسانيه طيبه يا خبيثه انسان تحصيل مىكند از اعمال خارجيه خود اگر سعادت و شقاوت از ذاتيات انسان بود چگونه ممكن است تغيير بدهد انسان آنها را مثلا آنكه ما حرارت آتش را برداريم و آثار رطوبت كه از آثار ذاتى آب است جاى او بگذاريم و بالعكس و اگر ذاتى باشد تغيير آنها بدست ما نيست بلكه تغيير آنها به واسطه اراده تكوينيه الهى ممكن است باشد ولى آن هم كه قبلا جواب داده شد و جوابى ديگر آنكه ملكات نفسانى و قوائى كه در بدن انسان هست غير از قواى شهوانى و قواى عقليه و غضبيه و غير آنها از قواى معروف صفت ديگرى نداريم كه آن را سعادت يا شقاوت بنامند قول مصنف آنكه ذاتى لا يعلل اين مطلب كبراى آن ايضا صحيح نيست چونكه اولا در علم فلسفه عاليه اختلاف است اشيائى كه موجود مىباشند آيا اصل آنها ماهيت است و وجود امر اعتبارى و عرضى است بر آنها يا بالعكس مثلا انسان يك‌ماهيتى دارد و يك وجودى كه انسان موجود است آيا ماهيت در خارج حقيقى است و وجود انسان امر اعتبارى است نظير ملكيت و زوجيت كه منشأ اعتبار آنها وجود دارد نه خود آنها كما آنكه گذشت يا آنكه اصل در خارج وجود است و ماهيت امر اعتبارى است نظير زوجيت و حق آنست كه اصل در خارج وجود است و ماهيت امر اعتبارى است و موجودات خارجيه باعتبار آثار آنها و منافع آنها در خارج هركدام