سعيدا و الشقى شقيا فان السعيد سعيد بنفسه و الشقى شقى كذلك و انما
شرح
انسان در اعمال مجبور است كما آنكه بعض آيات آنها مىآيد .
و اما از جهت سنت ، در ميان روايات هم ما روايات متواترهاى داريم بر اينكه نظر جبريها و تفويضيها خطا و باطل است و روايات ثابت مىكند كه ما مختار در عمل هستيم و اثبات امر بين امرين را مىكند و اضافه بر اين اگر سعادت و شقاوت ذاتى انسان باشند پس دعاء كردن و طلب توفيق از خدا و طلب حسن عاقبت و اينكه خدا او را سعيد قرار دهد لغو محض است و مجرد لقلقه لسان است چون بنا بر حرف شما انسان اگر دعاء هم بكند بىفائده است چون تابع ذاتش مىباشد و محال است ذات تغيير كند اگر ذات او سعيد است او هم سعيد مىشود و لو دعا نكند و اگر ذات او شقى است او هم شقى مىشود اگرچه دعاء و طلب توفيق هم از خداى تعالى بنمايد و اين صحيح نيست پس معلوم مىشود كه سعادت و شقاوت ذاتى انسان نيستند بلكه انسان مختار در عمل است و خود انسان است كه به اختيار شقى يا سعيد مىشود و روايتى كه در صحيحه كنانى آمده از رسول اكرم ( ص ) كه مىفرمايد الشقى من شقى فى بطن أمه السعيد من سعد فى بطن أمه و يا الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة « البحار ج 5 ص 153 » كه دلالت مىكند بر اينكه سعادت و شقاوت دو صفت ذاتى هستند بر انسان جواب از اين روايت آنست كه يك ظهورى در معناى خودش بيش نيست و ما در باب عمومات و مطلقات كه مخصصات و مقيدات را مقدم مىكنيم براى آن بود كه آنها اظهر بودند از عمومات و مطلقات و قرينه خارجيه بودند بر اينكه اراده عموم يا اطلاق نشده است در اينجا هم قرينه قطعيه عقليه داريم بر اينكه مراد اين روايت ظاهرش اراده نشده است چونكه ما اگر ظاهر اين روايت را بگيريم لازم دارد كه تمام