الاعتصام .
شرح
يك اسمى بر آنها گذارده شد و لو حقيقت آنها را از جنس و فصل ما درك نكنيم كما آنكه گذشت در مشتق پس حقيقت اشياء در خارج وجود آنها است باقسام وجودات آنها باعتبار آثار آنها و ماهيت نظير اسم بر آنها مىباشد و اراده تكوينى الهى متعلق است بوجود آنها نه به ماهيت چونكه ماهيت امر اعتبارى مىباشد و آنچه كه منشأ آثار مىباشد از وجود است نه امر اعتبارى بنابراين مثلا انسان را كه خداى تعالى خلق نموده آنچه كه در او مىباشد و منشأ آثار است آنها را خدا خلق نموده از ذاتى و لازم و ملزوم و لوازمات ديگر و اصل و فرع و غيره نه آنكه انسان ماهيت آن قبل از وجود بوده و وجود مثل لباس است كه بر او پوشانيده شده منقول از بعض فلاسفه آن است كه ماهيات مثل شيشههائى مىمانند كه هركدام رنگهاى مختلفى داشته باشند قبل از وجودشان و بعد از وجود به آن رنگهاى مختلف خود اثر مىبخشند و بعد از وجود هر شيئى اثر خودش را مىكند و ممكن نيست تغيير در آن و از اينجا است كه مصنف فرموده و انما اوجدهما اللّه تعالى
و جواب آنها آنكه تمام آثار اشياء بيد قدرت خالق آنها مىباشد و ممكن است اثرى را از شىء بگيرد نظير حرارت كه به واسطه امر يا نار كونى بردا و سلاما گرفته شد از آتش و لو عرض ذاتى باشد و همچنين شىء ثقيل روى آب نمىماند بلكه فرومىرود ولى اولياء اللّه بر روى آب راه مىرفتند و غير آنها از معجزات انبياء ( ع ) و غيره و اگر ما بگوئيم آثار ذاتى شىء ممكن نيست تغيير كند لازمه آن آنست كه انكار تمام معجزات كنيم و اصل مدرك انبياء معجزه است لا غير كما لا يخفى