تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
سعيد فى بطن أمه و الشقى شقى فى بطن أمه و الناس معادن كمعادن الذهب
شرح
تعالى است و ليكن اعمال و فعل و ايجاد اراده فعل بدست بنده است كه ايجاد كند فعل را يا ترك كند . نكته سوم اينست كه مىگويد اراده خدا از صفات ذاتيه اوست مثل علم و قدرت و غيره و ما جواب داديم كه اراده خدا از صفات فعل اوست نه ذات او و برفرض صفات ذاتى هم باشد كه علم خاص مىباشد جواب گذشت كه علم خداى تعالى علت از براى موجودات خارجى نمىشود نكته چهارم صاحب كفايه اينست كه مىگويد سعادت و شقاوت ذاتى انسان هستند كه جواب او را مىدهيم پنجم اينكه مىگويد منشأ عقاب و ثواب انسان به واسطه شقاوة و سعادتى است كه ذاتى انسان هستند و اما جواب از نكته چهارم مصنف اينست كه سعادة و شقاوت كه مىگوئيد ذاتى هستند اگر بگوئيد ذاتى در باب كليات هستند يعنى سعادت و شقاوت جنس و فصل انسان هستند كه اين واضح است كه اين‌طور نيست يعنى سعادة و شقاوة جنس و فصل انسان نيستند بدليل اينكه اگر چنين بودند پس لابد مىبايست ذات شخص سعيد با ذات شخص شقى مباين باشد و اين دوتا بايد دو نوع از براى انسان باشند مثل غنم و بقر و حال آنكه انسان ذاتا يك نوع از حيوان است نه آنكه انسان دو نوع از حيوانات باشد پس لابد مىگوييد ذاتى بمعنى علت تامه هستند و اين را هم جواب مىدهيم به چهار دليل ببرهان و وجدان و كتاب و سنت اما برهان اگر شقاوة و سعادة ذاتى انسان باشند بنا بر حرف شما انسان دنبال ذات خودش مىرود پس اديان و شرايع و ارسال رسل و كتب بىفائده است چون بنا بر حرف شما اگر شخصى شقى باشد ذاتا هرچه اديان و پيامبر