مقدماته الناشئة عن شقاوتهما الذاتية اللازمة لخصوص ذاتهما فان السعيد فى
شرح
آن مقدمات منتهى مىشود به شقاوت و سعادت ذاتيه انسان كه اين سعادت و شقاوت از لوازمات ذاتيه انسان هستند براى اينكه در روايات داريم فان السعيد سعيد فى بطن أمه و الشقى شقى فى بطن أمه و الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة كما اينكه در خبر وارد شده است و ذاتى شىء علت براى او نمىآورند مثلا چربى روغن را نمىگويند چرا چرب است چون ذات او بايد چربى داشته باشد كما اينكه حرارت آتش را نمىگويند چرا حرارت دارد براى آنكه حرارت ذاتى آتش است در اينجا قطع مىشود سؤال كه چرا سعيد را خداى - تعالى سعيد قرار داده است و شقى را شقى قرار داده است براى اينكه السعيد سعيد بنفسه و الشقى شقى كذلك و اينست و جز اين نيست كه خداى تعالى سعيد و شقى را ايجاد كرده است - قلم اينجا رسيد و سر بشكست - چونكه بيرون ز حد خود بنوشت .