خداى تعالى هم مجبور در اعمال خود باشد تعالى اللّه عن ذلك و منقول است
[ رد اشعار جبرى خيام باشعار مرحوم محقق طوسى ]
از خيام اين اشعار
من مى خورم و هركه چه من اهل بود * مى خوردن من به نزد او سهل بود
مى خوردن من حق ز ازل مىدانست * گر مى نخورم علم خدا جهل بود
و قال المحقق فى جوابه :
اين نكته نگويد آنكه او اهل بود * زيرا كه جواب شبههاش سهل بود
علم ازلى علت عصيان كردى * نزد عقلا ز غايت جهل بود
و جواب ديگر قبلا گذشت كه صفات ذاتيه الهى مثل علم و قدرت و حيوة و غيره اگرچه در خارج متحد هستند و مصداق آنها ذات مقدس است الا آنكه مفهوم هركدام از اينها غير ديگرى است مثلا مفهوم علم غير قدرت است و بالعكس در اينجا هم بنا بر قول مصنف اگرچه علم مصداقا عين ذات اقدس الهى است ولى مفهوم اراده علم نيست كما آنكه علم هم مفهوم اراده نيست و بعضى از اعلام قائلند به اينكه اراده الهى هو الابتهاج و الرضا او ما يقاربها معا و اراده فعليه كه معناى ابتهاج باشد از اراده ذاتيه منبعث مىشود و بنا بر - اين قول اراده دو معنى دارد يكى صفت فعل است و يكى صفت ذات است و اين هم صحيح نيست ايضا چونكه ابتهاج و رضا باز صفات فعل مىباشد و قبلا