و الا لزم تخلف ارادته عن مراده تعالى عن ذلك علوا كبيرا
شرح
و الا لزم تخلف ارادته الخ اگر اراده تكوينى خداى تعالى تعلق گرفته باشد بافعال بندگان بدون اراده آنها لازم مىآيد تخلف مراد خدا از اراده خود چونكه اراده آن افعال مكلفين با اراده مكلفين بوده نه بدون اراده آنها كما لا يخفى
جواب ديگر آنكه بنا بر قول مصنف و اكثر فلاسفه آن است كه اراده چه تكوينى باشد كه خود مصنف فرمود هو العلم بالنظام الخ يا تشريعى باشد كه فرمود هو العلم بالمصلحة الخ در هر دو حال اراده تكوينى و تشريعى علم مىباشد - البته علم خاص و قبلا ما جواب داديم كه علم خداى تعالى ازلا علت براى ايجاد افعال خارجيه بندگان نمىشود چون حقيقت علم انكشاف واقع است و انكشاف علت براى منكشف نمىشود كما آنكه علم ما به بعضى افعال خارجيه علت ايجاد آن فعل نمىشود بلكه علت وجود خارجى آن افعال باسباب خارجيه است و اگر علم ازلى الهى علت ايجاد ممكن باشد لازم مىآيد قديم عالم چونكه علم ازلى است قهرا عالم هم بايد ازلى باشد و تمام مجبور در اعمال باشيم و اين معنى عين مذهب جبر است .
و حاصل آنكه خداى تعالى در ازل مىدانسته كه اين افعال را ما يا بجا مىآوريم يا بجا نمىآوريم يا بعضى اوقات ترك مىكنيم و بعضى اوقات بجا مىآوريم كه حصر عقلى آن همين سه قسم است در تمام اين حالات علم خداى تعالى علت ايجاد آنها نمىشود كما آنكه گذشت و ايضا اگر علم ازلى علت براى ايجاد ممكن باشد و ما اختيار در افعال نداشته باشيم لازمه دارد بر آنكه علم خداى تعالى بافعال خودش علت ايجاد آنها شود و همچنان كه ما مجبور در اعمال مىباشيم