التى لا تكاد تتخلف عن المراد فلا يصح ان يتعلق بها التكليف لكونها خارجة عن الاختيار المعتبر فيه عقلا
قلت انما يخرج بذلك عن الاختيار لو لم يكن تعلق الارادة بها مسبوقة بمقدماتها الاختيارية و الا فلا بد من صدورها بالاختيار
شرح
تعالى باشد ارادهاى كه نمىشود تخلف از او نمود پس ما تكليف نداريم چون از اختيار ما خارج بوده است چون خداى خواسته است انجام داده بشود يا اطاعت يا عصيان و تخلف از مراد او هم نمىشود پس ما تكليفى نداريم چون اختيار نداريم و حاصل آنكه در هر تكليفى بايد آن فعل اختيارى عبد باشد عقلا و اگر آن فعل اختيار عبد نشد تكليف در آنجا صحيح نيست و بنا بر قول شما تمام افعال از اختيارى عبد خارج است چون اراده تكوينى خداى تعالى به آنها تعلق گرفته است
قوله : قلت انما يخرج الخ جواب آنكه قبلا گذشت از خود مصنف كه اراده تكوينى بافعال بندگان متعلق نيست بلكه آن ارادهاى كه متعلق بافعال بندگان است اراده تشريعى است كما لا يخفى و برفرض بنا بر قول شما اگر اراده تكوينى هم به اينها تعلق گرفته باشد اراده تكوينى مطلقا نيست بلكه اراده تكوينى بافعال بندگان تعلق گرفته است در وقتى كه آن افعال را به اراده خود بجا بياورند و بدون اراده و اختيار نباشد و در اين حال افعال بندگان اختيارى مىشود و فعل و ترك به اختيار آنهاست چون مسبوق به اراده خود آنها است اين فعل يا ترك و اراده تكوينى در اين حال با اين افعال منافات ندارد كه افعال به اختيار ما باشد و مجبور بافعال نمىباشيم و لو اراده تكوين به آنها تعلق گرفته باشد