تكوينيه براى افعال خارجيه بندگان ندارد و علت براى فعل بندگان نمىشود و ممتنع نيست تعلق گرفته باشد علم خداى تعالى به فعلى كه عبد بجا مىآورد يا ترك آن مىكند و واقع افعال و اعمال بشر از خداى تعالى معلوم و واضح است و علم نسبت بمعلوم خودش نيست مگر انكشاف واقع و ظاهر شدن واقع براى عالم
مثلا اگر يكى از ماها علم داريم كه زيد فردا فلان عمل را بجا مىآورد يا ترك مىكند آيا اين علم ما علت شده است براى بجا آوردن زيد آن فعل را يا ترك آن فعل را يا آنكه علت آن فعل يا ترك آن فعل بدست خود زيد است فقط قبل از علم ما نمىدانستيم چه مىكند و بعد از علم ظاهر شد براى ما يك طرف فعل زيد عمل آن يا ترك آن ولى آن فعل يا ترك آن علتش خود زيد است نه علم ما .
و حاصل آنكه علم ذات اقدس الهى مثل علم بندگان است به ساير اشياء و علم علت از براى ايجاد يا ترك فعل نمىباشد بالضرورة و بالوجدان
و باز مثل ديگرى بزنيم اگر شخصى در شب وارد در يك اطاقى شد ولى اشيائى كه در اطاق هست نمىبيند آنها را اگر چراغى حاضر كرد و آنها را به چشم ديد آيا اين چراغ يا ديدن شما علت شده است كه اين اشياء در اتاق باشد يا نباشد بعض اشياء ديگرى و يا بلكه علت وجود آن اشيائى كه در اطاق هست يا بعض چيزهاى ديگرى كه در اطاق نيست علت آنها چيز ديگرى است و فقط چراغ براى ما روشن نموده وجود آنها را يا عدم آنها علم هم كشف واقع است براى انسان يا براى ذات اقدس الهى و اينها هيچكدام علت از براى
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 269
مساهمون: محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى
ص٢٦٩