آنكه بگوئيم خداى تعالى اراده نموده حيوة زيد را و اراده ننموده است حيوة عمرو را و همچنين در باقى افعال
پس معلوم مىشود كه اراده صفت فعل است از افعال الهى نه از صفات ذات و اما اگر رجوع كنيم باخبارى كه در اين باب وارد شده است مىبينيم اخبار وارده بيان مىكند كه اراده از صفات فعل است نه صفات ذات كه ازلى باشد چونكه وارد شده است ان اللّه كان عالما و قادرا و لم يكن مريدا فاراد
و در بعض روايات بيان شده است كه حكم بكفر كسى كه ادعا دارد كه اراده ازلى است و اراده از صفات فعل نيست مخفى نماند بر آنكه اگر اراده الهى را يك نوع از علم گرفتيم كما آنكه متقدمين از علما علم كلام گفتهاند و ما هم در صفات ثبوتيه در كتاب زبدة العلوم عربى به همان قائل شديم قهرا اراده بصفات ذاتيه برمىگردد و جواب آن در دليل سوم جبريها داده مىشود .
و اما اگر قائل شديم به آنكه اراده از صفات فعل است كما آنكه حق همين است پس جواب آن ايضا داده شد كما لا يخفى .
[ علم ازلى الهى موجب جبر در اعمال بندگان ]
دليل سوم جبريها آنست كه گفتهاند علم ازلى خداى تعالى تعلق گرفته است به افعال عبدش و موقعى كه علم خداى تعالى متعلق به افعال بندگان شد محال است بندگان كارى بر خلاف آنچه كه خدا مىداند انجام دهند چونكه اگر بندگان كارى انجام دهند كه غير ما هو المعلوم عند اللّه باشد لازم مىآيد كه خداى تعالى جاهل باشد به اعمال بندگانش و اين هم محال است
پس بنابراين چون خداى تعالى علم دارد بر افعال بندگانش بندگان اختيار ندارند بر افعال ، جواب از اين دليل سوم آنست كه علم خداى تعالى ربطى به اراده