تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
از خداى تعالى چون مىگويند قدرت بدست بنده است و از اين جهت لازم دانسته‌اند بوجود شريك براى خداى تعالى يعنى افعال خارجيه را مستقلا بجا مىآورند بدون قدرت خدا در آن و از همين جهت هست كه روايات بر لعن مفوضه و مذمت آنها وارد شده و روايات وارد شده كه مجوس امت اسلام همين مفوضه هستند چون امت مجوس قائل به دو خدا هستند و مىگويند كه اعمال خوب را خداى خير كه يزدان نام دارد انجام مىدهد و اعمال بد را خداى شر كه اهريمن نام دارد انجام مىدهد و اين مفوضه هم چون قائلند به اينكه قدرت را خدا به انسان داده و انسان هر عملى را ايجاد مىكند قائلند بتعدد اللّه بتعدد بشر يعنى انسان و اللّه هر دو خالق هستند و نهاية امر آنكه مىگويند كه اللّه خالق انسان است و انسان خالق افعال متعدد ديگر . و اين مفوضه بعد از آنكه رد نموده‌اند جبرىها را دليل براى تفويض خودشان آورده‌اند و گفته‌اند كه ممكنات در موقع حدوث احتياج به علت موجده دارند ولى بعد از وجود در بقا آنها احتياج به علت ندارند . پس بنابراين بندگان بعد از آنكه وجود پيدا كردند ديگر احتياج به علت ندارند در بقايشان و بنابراين اعمال بندگان مستند به خود آنها است نه مستند به علت محدثه و موجود كه از خدا بانها مىترسد و بنابراين لازم مىباشد كه سلطنت خداى تعالى بر بندگان نفى بشود و خدا قدرت بر اعمال بندگان نداشته باشد

[ در آنكه ممكنات در وجود و بقاء هر دو احتياج به علت دارند ]

و جواب اين مفوضه اينست كه ممكنات همان‌طور كه در موقع حدوث احتياج به علت موجده دارند در بقاء هم احتياج به علت بقاء دارند كه آنها را نگهدارى
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 271 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى