مؤكد كه آن را اراده مىنامند بالوجدان فعل يا ترك از اختيارى انسان خارج نمىشود و در تمام حالات به اختيار انسان است .
[ رد كسانى كه مىگويند ترجيح بلا مرجح محال است ]
و اينكه گفتيم كه غالبا براى فعل يا ترك آن مرجحى مىخواهد رد برآن كسانى است كه مىگويند ترجيح بلا مرجح قبيح است يعنى مىگويند اگر در فعل خارجى كه لازم است يكى از آنها را ايجاد كند انسان بدون مرجح محال است و اين حرف غلط و اشتباه است و ما يك مثلى براى شما مىزنيم وجدانا كه ببينيد آيا اينجا مرجحى دارد يا نه
مثلا اگر شخص گرسنهاى يا تشنهاى رسيد بسر چند قرصه نان و همچنين چند ظرف آب كه همه نانها اندازه هم و مثل هم هستند و همچنين كاسه آبها هيچكدام مرجحى و مزيتى بر ديگرى ندارند آيا اين شخص عاقل در اين بين چون مىبيند اين نانها و آبها مرجح و مزيتى بر ديگرى ندارند آيا از گرسنگى و تشنگى مىميرد اينجا و اگر فرضا آمد و نه نان خورد و نه آب آيا عقلاء او را مدح مىكنند يا ذم بلا اشكال اگر ترك فعل كرد مذمت آن را مىكنند و يكى آنها را بلا مرجح عمل كرد مدحش مىكنند .
و همچنين اگر كسى از شيرى فرار كرد و بر جاده دو راهى رسيد و هيچكدام بر ديگرى مزيتى ندارد بلا اشكال و بالوجدان يكى از اين دو راه را مىگيرد و مىرود و خودش را حفظ مىكند و كذا نظائر آنها و خلاصه آنكه انسان زمانى كه براى او شوق مؤكد حاصل شد كه آن شوق مؤكد را اراده مىنامند آن اراده و شوق مؤكد علت تامه از براى افعال خارجيه انسان نمىباشد بلكه اختيار كه قوهاى است كه خداى تعالى به انسان عطا فرموده است آن قوه در تمام حالات موجود است و