اختيارى انسان مىباشد و چون افعال از آن دو اراده يا از يكى اينها پيدا مىشود آن افعال هم غير اختيارى انسان است .
جواب از اين قاعده مذكور آنست كه افعال خارج از اختيار انسان است قبول داريم ما در مثل احراق نار كه سوزاندن آتش به اختيارى انسان نيست و بعد از اينكه علتش تمام شد اثر خود را مىبخشد از اينجا است كه مىگوئيم الشىء ما لم يجب لم يوجد كه علت آن بلا شعور مىباشد اما اين قاعده نسبت بافعال اختيارى انسان كه تمام اين افعال تحت قدرت انسان است آن قاعده را قبول نداريم و درست نيست چونكه افعال خارجيه انسان لازم به حد وجوب ندارد بلكه افعال توقف دارد بر فاعل و فعل خارجى بدون فاعل محال است و بتحقيق كه اشاره نموده است به آن خداى تعالى در قرآن مجيد بقوله ام خلقوا من غير شىء ام هم الخالقون پس ثابت نموده خداى تعالى كه فعل خارجى محتاج بفاعل و خالق است .
و اما فاعل افعال خارجيه نفس انسان است كه اعمال قدرت مىكند در طرف ايجاد فعل يا ترك فعل و قبلا گذشت كه بعد از اراده قدرت اختيار بدست خود انسان است مىتواند بجا بياورد فعل را و مىتواند ترك كند و بلكه اعمال قدرت توقف ندارد بر اراده و شوق مؤكد و ما قبلا در ذبح حيوان مثل زديم كه بالوجدان انسان اختيار دارد در فعل و ترك آن ذبح قبل از اراده و وسط اراده و بعد از آن در تمام حالات قدرت دارد كه ترك كند يا بجا بياورد .
پس علت از براى افعال قدرت انسان است در فعل بله غالبا در ترجيح افعال در اينكه بياوريم يا نياوريم نفس شوق ممكن است ، و بعد از شوق
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 264
مساهمون: محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى
ص٢٦٤