تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
اگر شىء را در محل خودش قرار ندهيم ظلم است كما اينكه عدل هم استوار در عمل است يعنى هر شىء را در محل و جاى خودش قرار داديم عدل است و ظلم كردن فقط مختص به تصرف در ملك غير نيست بلكه اگر كسى مال خودش را در غير موضع خودش بگذارد و صرف بكند اين ظلم است و از همين‌جا است كه اگر كسى تجاوز در نفس خودش يا قصور در حفظ جانش بكند مىگويند ظلم به خودش نموده در حالى كه تصرف در مال غير هم نيست . پس بنابراين اگر مولا عبد مطيعش را عقاب كند و عبد عاصيش را ثواب به او بدهد اين ظلم است اگرچه ملك خودش مىباشد و تصرف در ملك غير نيست چونكه عقل سليم درك مىكند كه ثواب دادن عبد مطيع و مؤاخذه نمودن عبد عاصى دو امرى هستند كه در محل خود واقع شده‌اند پس ظلم منحصر به تصرف در ملك غير نيست بله غصب پيدا نمىشود از خداى تعالى چونكه غصب عبارت است از تصرف در ملك غير بدون رضايت مالك آن و چون ما سوا اللّه ملك خداى تعالى است و غير او مالكى نيست غصب از او تحقق پيدا نمىكند . ما گفتيم ظلم قبيح است بر خداى تعالى و شما اشكال نموديد كه خدا را محكوم قرار مىدهيد . جواب اينكه معناى بودن ظلم قبيح است بر خداى تعالى حكم نيست بر خدا كه خدا را محكوم قرار داده باشيم بلكه معناى او آنست كه عقل ما درك مىكند كه ظلم مناسبت با خداى تعالى ندارد و درك مىكند كه سزاوار نيست ظلم از خدا صادر بشود و اين حكم بر خداى تعالى نمىباشد پس اشكال نكنيد كه محال است خدا محكوم بندگانش قرار بگيرد و مضافا بسوى اين مطلب ظلم اگر جايز باشد بر خداى تعالى