چيست و يا اينكه اينها بدست عبد است و اختيارى مكلف است پس اعتراف بصواب نمودهايد چونكه ما هم مىگوئيم اينها بدست مكلف است و اختيارى اوست و همچنين مثالهاى ديگر از افعال خارجى آنها هم مثل اطاعت و عصيان هستند .
سوم از ادله جبريها اينست كه انكار حسن و قبح عقليين نمودهاند و گفتهاند هرچه كه صادر مىشود از خداى تعالى ظلم نمىباشد چونكه محال است ظلم پيدا بشود از خداى تعالى به جهت آنكه معناى ظلم عبارت است از تصرف در ملك غير و چونكه هر شىء ملك خداى تعالى است پس تصرف در ملك غير محال است تحقق پيدا كند و تصرف خداى تعالى در ملك خودش است .
پس اگر يكى از انبياء را خداى تعالى در آتش قرار دهد يا يك شقى را در بهشت قرار دهد نعوذ باللّه مرتكب فعل قبيح نشده است چون تصرف در عبد و ملك خودش نموده و ظلم نيست پس براى خداى تعالى است كه هر كارى را بخواهد بجا بياورد و سؤالى از فعل او نمىشود و اما آياتى كه نفى ظلم مىكند از خداى تعالى مثل
« وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ »
يا غير از اين آيات اينها به جهت اينست كه ظلم از خداى تعالى محال است پيدا بشود نه اينكه مىتواند ظلم كند ولى به جهت قبيح بودن ظلم بجا نمىآورد و اضافه بر اين چطور مىشود كه خداى تعالى محكوم بندگانش قرار بگيرد و بندگان حكم بر او بكنند و معنى ندارد كه عقل حكم بكند كه ظلم از خداى تعالى صادر نمىشود چون گفتيم خداى تعالى محكوم هيچ شىء واقع نمىشود .
[ رد معناى ظلم و لوازمات جبر در اعمال ]
و جواب اينكه ظلم بمعنى اعوجاج و عدم استقامت در عمل است يعنى