اختيارى باشد اكتساب پس فرقى بين اكتساب و فعل نيست كه شما بگوئيد اكتساب اختيارى هست و فعل اختيارى نيست بلكه هر دو مثل هم هستند و اگر اراده كرده باشد كه اكتساب اختيارى نيست پس مصحح عقاب چيست چونكه فعل را مىگويد اختيارى نيست و كسب را هم مىگويد اختيارى نيست پس مولا عقاب كند به جهت فعلى كه اختيارى نبوده .
دليل دوم جبريها آنچه است كه ذكر كرده باقلانى از اينكه گفته عقاب و ثواب به جهت اطاعة و عصيان است اگرچه فعل از خدا پيدا مىشود و اختيارى نيست و مخفى نماند كه اطاعة و عصيان از دو حال خارج نيستند يا اطاعة و عصيان دو امر انتزاعى و وصفى هستند كه تابع موصوف هستند و تابع محل انتزاعشان هستند اگر مأتى به يعنى آن فعلى كه ما در خارج مىآوريم مطابق شد با آن امرى كه مولا گفته است اطاعت از اين فعل انتزاع مىشود و اگر مطابق نشد فعل خارجى با امر مولا عصيان از او پيدا مىشود اين معناى اول
و يا اينكه اطاعة و عصيان دو امرى هستند كه ربطى بفعل ندارند و اصلى و مستقل هستند پس اگر اطاعة و عصيان بنا بر اول ، ناچاريم كه بگوئيم اطاعة و عصيان اختيارى نيستند چونكه منشأ انتزاع آنها كه فعل باشد اختيارى ما نيست و اينها صفتى هستند تابع موصوف و چون موصوف اختيارى نيست اينها هم اختيارى نيستند بنا بر قول آنها
و اگر بنا بر معناى دوم شد كه اينها مستقل هستند و ربطى بفعل ندارند از دو حال خارج نيستند يا اينكه اينها را خداى تعالى ايجاد نموده و اختيارى ما نيست كه اگر اينطور باشد باز محذور متقدم برمىگردد كه پس مصحح عقاب
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 259
مساهمون: محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى
ص٢٥٩