اختيارى انسان نيست همچنان كه مىگويند و چگونه ممكن است نفس خود اراده بدون اختيار خود انسان باشد مگر نه اين است كه در حكمت ثابت شده است و خود فلاسفه و حكما قبول دارند ما بالعرض بايد منتهى الا ما بالذات بشود
مثلا اگر چربى برنج يا دست يا غيره پيدا بشود
مىگوييم از چربى روغن است و چربى روغن ذاتى است و همچنين در باب حجج و ادله ذكر نموديم كه هر حجت و دليلى بايد منتهى بقطع بشود و حجيت قطع ذاتى است و همچنين ساير اعراضى كه منتهى بما بذات مىشوند و اگر فعلى اختيارى شد به واسطه اراده قهرا و ناچار خود اراده هم بايد اختيارى باشد و اگر اراده غير اختيارى باشد پس قهرا فعل هم غير اختيارى مىشود چون علت اگر غير اختيارى شد معلول هم غير اختيارى مىشود و افعال معلول اراده مىباشند .
و ما بيان نموديم در ذبح حيوان كه در تمام حالات ذبح قبل از اراده و حين اراده و بعد از آن اختيار دارد انسان در فعل و ترك آن و عبارت خودآموز كفايه دال بر اين مطلب است كه ما گفتيم و آن عبارت اينست :
مخفى نماند كه اين مطلب ضرر بتكاليف و صحة آنها ندارد زيرا كه ما بالوجدان خود را در افعال و اراده آن افعال قادر بر فعل و ترك مىبينيم و هر عاصى خود را در حين عصيان بالوجدان قادر مىداند و اين مقدمه بالنسبة بفعل بديهى و بالنسبة به اراده اگرچه محل كلام است ولى وجدان هر عاقلى شاهد صدق اين مدعى است « و من شاء فليراجع الى وجدانه فى الافعال و ارادتها يرى نفسه فيها مختارا اى قادرا على فعلهما و تركهما مع ما هو عليه من صفاته النفسانية و
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 256
مساهمون: محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى
ص٢٥٦